Sorry, no posts matched your criteria.

این سایت در ستاد ساماندهی ثبت شده و تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد

انتشار فراخوان سیزدهمین جشنواره امام رضا(ع)

۱۳ آبان ۱۳۹۷
39 views
بدون نظر
به گزارش خبرنگار معارف باشگاه خبرنگاران، سیدجواد جعفری مدیرعامل بنیاد بین‌المللی فرهنگی هنری امام رضا(ع) با اعلام این خبر گفت: از زمان برگزاری اختتامیه جشنواره دوازدهم کمتر از دو ماه و نیم می‌گذرد و همه سعی ما بر این بود تا بتوانیم در کمترین فاصله زمانی، فراخوان سیزدهمین دوره جشنواره را منتشر کنیم. ان‌شاءالله این اتفاق فرخنده در شب میلاد امام موسی کاظم(ع) رخ می‌دهد و این به سبب تلاش نیروهای ایثارگر و توانمند در عرصه فرهنگ است.

وی افزود: با توجه به فرمایشات رهبر معظم انقلاب در خصوص فرهنگ به ویژه تأکید معظم له روی «سبک زندگی اسلامی»، در فراخوان امسال جشنواره موضوع سبک زندگی را به عنوان محوری‌ترین موضوع برنامه‌های جشنواره در نظر خواهیم گرفت.

دبیر جشنواره بین‌المللی فرهنگی هنری امام رضا(ع) از همه هنرمندان، نویسندگان، شاعران، فرهیختگان، اندیشمندان و عالمان درخواست کرد همانطور که در ادوار گذشته جشنواره حضور پررنگ و مستمر داشتند، در جشنواره سیزدهم نیز با مشارکت فعال خود یاریگر این جشنواره باشند.

وی با تقدیر از مشارکت کنندگان ادوار پیشین جشنواره که مساعی خود را برای ترویج فرهنگ رضوی به کار بستند، اطمینان داد این افراد در دوره آتی نیز خدمتگزاران حوزه فرهنگ رضوی را یاری خواهند کرد.

جعفری حضور جامعه علمی و دانشگاهی در جشنواره را ارزشمند قلمداد کرد و این موضوع را موجب ارتقاء کیفی برنامه‌های جشنواره دانست.

مدیرعامل بنیاد امام رضا(ع) ضمن تبریک هفته بسیج گفت: در یک اقدام بسیجی وار و با تشکیل کمیته‌های علمی و مشورتی سیزدهمین دوره جشنواره بین المللی فرهنگی هنری امام رضا(ع)، عناوین برنامه‌های موضوعی در گستره ملی و نیز برنامه‌های خارج از کشور پیش بینی شده و برای انتشار در قالب فراخوان آماده شده است.

وی در پایان از همه دست اندرکاران برگزاری جشنواره‌های رضوی – اعم از علمی، فرهنگی، هنری، سینمایی، مطبوعاتی و دیجیتال – تشکر و قدردانی کرد و گفت: با تشکیل کمیته‌های آسیب شناسی و اتاق‌های فکر و بررسی نقاط قوت و ضعف برنامه‌های گذشته، ان‌شاءالله این دوره از جشنواره با نشاط و مشارکت بیش از پیش برگزار می‌شود، چنانچه سال گذشته 964 هزار اثر به این جشنواره ارسال شد که بیانگر یک حرکت گسترده مردمی است./س

۲۸ محرم : امام جواد (ع) به دستور معتصم عباسی به بغداد تبعید شد/ورود اسرای اهل بیت به بعلبک

۱۲ آبان ۱۳۹۷
42 views
بدون نظر

به گزارش خبرنگار معارف باشگاه خبرنگاران؛ ؛ امام محمد تقى عليه السلام معروف به جوادالاءئمه در 10 رجب و به روايتى در 19 رمضان سال 195 قمرى در مدينه ديده به جهان گشود. پدرش ، حضرت امام رضا عليه السلام و مادرش سبيكه عليه السلام است كه امام رضا عليه السلام وى را “خيزران” ناميده بود. اين بانوى پرهيزكار و زاهد، از اهالى “نوبه” در سرزمين مصر و از خاندان قبطيه (همسر رسول خدا صلى الله عليه و آله) بود.

پدرش امام رضا عليه السلام در سال ۲۰۰ قمرى ، در حالى كه امام محمد تقى عليه السلام تنها شش سال بيشتر نداشت به اجبار و اكراه مامون عباسى عازم خراسان گرديد و فرزند خردسال خويش را در مدينه جانشين خود نمود و همگان را امر به پيروى از او كرد. امام محمد تقى عليه السلام در هشت سالگى ، پس از شهادت پدر مهربانش به دست مامون عباسى ، امامت شيعيان را بر عهده گرفت.

آن حضرت در طول عمر با بركت و كوتاه مدت خويش ، دوباره به بغداد مسافرت نمود، كه هر دو بار، مصادف با ماه محرم بود.

بار نخست ، بنا به دعوت مامون عباسى (پس از شهادت امام رضا عليه السلام در خراسان و بازگشت مامون در بغداد) عازم عراق گرديد و در محرم سال ۲۱۵ قمرى وارد بغداد شد. در همين هنگام مامون درصدد تجهيز نيروى نظامى عظيم براى نبرد با روميان بر آمده بود.

مامون ، هنگامى كه به مقام علمى ، حكمت ، ادب و فضايل انسانى امام محمد تقى عليه السلام آگاهى پيدا كرد، از وى به گرمى استقبال نمود و او را بر سايران ، اعم از عباسيان و علويان ترجيح و برترى داد و حتى دختر خود، ام الفضل را به عقد ازدواج آن حضرت درآورد.

عباسيان و درباريان مامون كه از تصميم وى در ازدواج دخترش با امام محمد تقى عليه السلام آگاهى يافته بودند. جملگى اقدام به سعايت و ايجاد بدگمانى نموده و مامون را از آينده اين امر برحذر داشتند. آنان به مامون گفتند: پيش از اين ، ولايت عهدى را به پدرش على بن موسى عليه السلام واگذار كردى و اگر عمرش دوام مى يافت ، پس از مرگ تو، خلافت از عباسيان به علويان منتقل مى گرديد. حال كه پدرش از دنيا رفته است و عباسيان از آن دغدغه خاطر رهايى يافته اند، بار ديگر علويان را بر ما مسلط مگردان ! و محمد بن على عليه السلام را به دامادى خود انتخاب نكن و دامادى ديگر براى خويش برگزين . مامون كه به گفتار بى اساس آنان اعتقادى نداشت و از سوى ديگر آگاهى كامل به كمالات و فضايل انسانى امام جواد عليه السلام داشت ، در عين مخالفت عباسيان و درباريان خلافت ، دختر خود را به عقد آن حضرت درآورد.

وى براى نشان دادن شايستگى آن حضرت ، جلسه مناظره علمى تشكيل داد و آن حضرت را با عالم ترين و مشهورترين فقيه درباره عباسيان ، يعنى “يحيى بن اكثم” به مناظره و مباحثه علمى وادار كرد و از اين راه ، موقعيت علمى و فضيلت علمى و فضيلت هاى ناشناخته آن حضرت را بر همگان اثبات نمود.

مامون در حد مطلوب از آن حضرت تكريم و احترام نمود ولى آن حضرت ، تمايلى به زندگى اشرافى و معاشرت با آنان نداشت و به دنبال فرصتى بود كه خود را از آن محيط خارج گرداند.

امام جواد عليه السلام به بهانه زيارت خانه خدا از بغداد عازم مكه معظمه گرديد و پس از مراسم حج ، به مدينه رفت و در همان جا ماندگار شد.

ام الفضل ، همسر امام جواد عليه السلام كه در دربار خلافت پرورش يافته و از زندگى اشرافى برخوردار بود، تحمل زندگى زاهدانه و بى آلايش خاندان عصمت و طهارت را نداشت . به همين جهت از آغاز ورود به مدينه منوره ، بناى ناسازگارى در پيش گرفت و اصرار به بازگشت به بغداد را مى نمود.

ام الفضل ، چند بار در نزد پدرش مامون ، از امام جواد شكايت و گلايه نمود كه آن حضرت ، توجه چندانى به وى ندارد و به همسران ديگر خود بهاى بيشترى مى دهد. مامون ، به اظهار نگرانى و شكوائيه هاى دخترش اعتنايى نمى كرد و وى را توصيه به زندگى مسالمت آميز با همسرش امام جواد عليه السلام مى كرد.

مامون تا زنده بود از احترام و تكريم امام جواد عليه السلام كوتاهى نكرد و از اين كه آن حضرت ، دامادى وى را پذيرفته است ، افتخار مى نمود.

سرانجام ، مامون در هفدهم رجب سال ۲۱۸ قمرى در طرطوس شام بدرود حيات گفته و برادرش “معتصم عباسى” جانشين وى گرديد و زمام امور خلافت را بر عهده گرفت . معتصم با اين كه در ظاهر براى امام جواد احترام و اكرام قائل بود. ولى در باطن نسبت به مقام و منزلت آن حضرت و شايستگى وى براى رهبرى مسلمانان ، رشك مى برد و درصدد تحقير و نابودى آن حضرت برآمد.

معتصم براى كنترل و مراقبت بيشتر آن حضرت ، وى را به بغداد طلبيد. گر چه در ظاهر خواسته اش ، صورت دعوت را داشت ولى در حقيقت ، آن حضرت را به اكراه و اجبار به بغداد طلبيد و وى را در آن جا تبعيد نمود.

امام محمد تقى عليه السلام به ناچار عازم بغداد شد. آن حضرت فرزندش ‍ امام على نقى عليه السلام معروف به هادى را در مدينه جانشين خود كرد و به همراه همسرش ام الفضل به بغداد رفت . ورود آن حضرت به بغداد، دو روز مانده به آخر محرم سال 220 قمرى بود. 

معتصم در باطن ، نسبت به آن حضرت و تمام خاندان عصمت و اهل بيت عليه السلام و شيعيان آنان دشمنى داشت و با بهانه هايى ، محدوديت هاى تازه اى براى آنان قائل مى شد. امام محمد تقى عليه السلام در اين سفر، چند ماهى بيشتر در بغداد زندگى نكرد و سرانجام در آخر ذى قعده همين سال (۲۲۰) به وسيله زهرى كه همسرش ام الفضل به تحريك برادرش جعفر بن مامون و به دستور عمويش معتصم عباسى به آن حضرت خورانيد، مسموم گرديد و پس از چندى به شهادت رسيد و در مقابر قريش بغداد، در كنار جدش امام موسى كاظم عليه السلام كه هم اكنون معروف به كاظمين است، دفع گرديد.

امام جواد عليه السلام در ميان دوازده امام معصوم (عليهم السلام ) از نظر سنى ، زودتر از همه به امامت نايل گرديد و از نظر سال هاى عمر، از همه كم سن تر بود.

آن حضرت در هشت سالگى به امامت رسيد و در ۲۵ سالگى به شهادت نايل آمد.

اشکی که گناهان را می آمرزد

۱۵ مرداد ۱۳۹۷
82 views
بدون نظر
به گزارش خبرنگار معارف باشگاه خبرنگاران،

قال الرضا علیه السلام:

یابن شبیب! ان بکیت علی الحسین علیه السلام حتی تصیر دموعک علی خدیک غفر الله لک کل ذنب اذنبته صغیرا کان او کبیرا قلیلا کان او کثیرا.

امام رضا علیه السلام فرمود: ای پسر شبیب! اگر بر، حسین علیه السلام آن قدر گریه کنی که اشکهایت بر چهره ات جاری شود، خداوند همه گناهانت را که مرتکب شده ای می آمرزد، کوچک باشد یا بزرگ، کم باشد یا زیاد.

                                                  امالی صدوق، ص .112

محرم که می رسید،پدرم دیگر نمی خندید

۱۳ مرداد ۱۳۹۷
120 views
بدون نظر

قال الرّضا عليه السّلام : 

انَ اَبى اِذا دَخَلَ شَهْرُ الْمُحَرَّمِ لا يُرى ضاحِكاً وَ كانَتِ الْكِاَّبَةُ تَغْلِبُ عَلَيْهِ حَتّى يَمْضِىَ مِنْهُ عَشْرَةُ اَيّامٍ، فَاِذا كانَ الْيَوْمُ العْاشِرُ كانَ ذلِكَ الْيَوْمُ يَوْمَ مُصيبَتِهِ وَ حُزْنِهِ وَ بُكائِهِ…. 

ترجمه : 

امام رضا عليه السّلام فرمود:هرگاه ماه محرّم فرا مى رسيد، پدرم (موسى بن جعفرعليه السّلام ) ديگر خندان ديده نمى شد و غم و افسردگى بر او غلبه مى يافت تا آن كه ده روز از محرّم مى گذشت ، روز دهم محرّم كه مى شد، آن روز، روز مصيبت و اندوه و گريه پدرم بود. 

امالى صدوق ، ص ۱۱۱

اشک بر حسین(ع) و بخشیده شدن گناه کوچک و بزرگ

۳ مرداد ۱۳۹۷
101 views
بدون نظر

قال الرضا علیه السلام:

یابن شبیب! ان بکیت علی الحسین علیه السلام حتی تصیر دموعک علی خدیک غفر الله لک کل ذنب اذنبته صغیرا کان او کبیرا قلیلا کان او کثیرا.

امام رضا علیه السلام فرمود: ای پسر شبیب! اگر بر، حسین علیه السلام آن قدر گریه کنی که اشکهایت بر چهره ات جاری شود، خداوند همه گناهانت را که مرتکب شده ای می آمرزد، کوچک باشد یا بزرگ، کم باشد یا زیاد.

                                                   امالی صدوق، ص .112

هرشب یک “داستان کوتاه”: از مشهدالرضا تا جمکران

۱ مرداد ۱۳۹۷
134 views
بدون نظر
به گزارش خبرنگار معارف باشگاه خبرنگاران؛هوا صاف‌ و آبي‌ بود. عقیق‌ زردي‌ در دل‌ آبي‌ آسمان‌ خودنمایي‌ مي‌كرد. عقیق‌ زردي‌ به‌ درشتي‌ یك‌ گنبد. مرد غمگین‌، تا چشمش‌ به‌ گنبد طلایي‌ امام‌رضا(ع‌) افتاد، دست‌ بر سینه‌ گذاشت‌ و با اشارة‌ سر سلامي‌ به‌ آقا كرد و آهسته‌ آهسته‌ به‌ سمت‌ حرم‌ رفت‌.

كبوتراي‌ حرم‌ بق‌ بقو كنان‌ پایین‌ مي‌آمدند دانه‌ مي‌خوردند و با قلبي‌ پر نشاط‌ به‌ سوي‌ آغوش‌ رضوي‌ برمي‌گشتند. مرد نگاهش‌ از كبوترها و پنجرة‌ فولاد گذشت‌ و به‌ گنبد طلایي‌ رسید.

چند وقت‌ پیش‌ براي‌ علاج‌ درد دندانش‌ پیش‌ دكتر رفته‌ بود. دكتر گفته‌ بود ?غده‌اي‌ مشكوك‌ كنار زبانت‌ است‌ كه‌ باید حتماً عمل‌ شود?. مرد هم‌ این‌ كار را انجام‌ داده‌ بود. ولي‌ اي‌ كاش‌ عمل‌ نمي‌كرد. بعد از عمل‌ زبانش‌ الكن‌ و سپس‌ براي‌ همیشه‌ لال‌ شده‌بود. پیش‌ هر دكتري‌ كه‌ رفت‌ گفتند تارهاي‌ صوتي‌ات‌ آسیب‌ دیده‌ و هیچ‌ كاري‌ هم‌ نمي‌توان‌ كرد.

مرد وقتي‌ یاد گذشته‌ مي‌افتاد به‌ جز حسرت‌ چیزي‌ به‌ قلبش‌ راه‌ نمي‌یافت‌. نگاهش‌ به‌ سمت‌ گنبد امام‌رضا(ع‌) كشیده‌ شده‌ و با زبان‌ بي‌زباني‌ به‌ راز و نیاز با امامش‌ پرداخت‌ و از او مدد خواست‌.

اشك‌ از گونه‌هاي‌ مرد جاري‌ بود. وقتي‌ به‌ خودش‌ آمد دید مردم‌ دور او را گرفته‌اند و نگاهش‌ مي‌كنند. پسربچه‌اي‌ چادر مادرش‌ را كشید و گفت‌، مامان‌ مامان‌ آقاهه‌ مثل‌ اینكه‌ لاله‌ نه‌؟ مرد جواني‌ گفت‌ ان‌شاءالله خود امام‌ رضا(ع‌) شفاش‌ بده‌! پیرزني‌ كه‌ چادر چروكي‌ به‌ سرش‌ بود و گوشه‌اي‌ از آن‌ را هم‌ به‌ دهان‌ گرفته‌ بود گفت‌، ?ننه‌! خدا بهت‌ كمك‌ كنه‌. ما كه‌ نفهمیدیم‌ تو به‌ امام‌ رضا چي‌ مي‌گي‌ ننه‌. قربون‌ غریبي‌ امام‌ رضا برم‌. این‌ آدم‌ با زبون‌ دلش‌ اینقدر ناله‌ كرد كه‌ دل‌ ما براش‌ سوخت‌.? بعد رو كرد به‌ حرم‌ و گفت‌: یا امام‌ غریب‌، خودت‌ شفاش‌ بده‌!

مرد كه‌ تازه‌ متوجه‌ شده‌ بود كه‌ مردم‌ دوره‌اش‌ كردن‌، خجالت‌ كشید و به‌ سمت‌ صحني‌ دیگر رفت‌. توي‌ راه‌ متوجه‌ سلام‌ یكي‌ از خدام‌ شد. با سرش‌ علیك‌ گفت‌. خادم‌ كه‌ مي‌شناختش‌ و مي‌دانست‌ كه‌ پس‌ از عمل‌ قدرت‌ تكلمش‌ را از دست‌ داده‌ توصیه‌ كرد كه‌ پیش‌ یكي‌ دو دكتر متخصص‌ در تهران‌ برود.

به‌ دیدن‌ آقاي‌ علوي‌ رفت‌ كه‌ از دوستانش‌ بود و حال‌ و روز او را طاقت‌ نمي‌آورد. آقاي‌ علوي‌ اصرار مي‌كرد و مي‌گفت‌:
نذر كن‌ و چهل‌ شب‌ چهارشنبه‌، برو به‌ مسجد جمكران‌. برو خدمت‌ آقا امام‌زمان‌(عج‌) و از او بخواه‌ تا كمكت‌ كنه‌.

مرد ته‌ دلش‌ روشن‌ بود. به‌ دلش‌ افتاده‌ بود كه‌ حتماً امام‌ زمان‌(عج‌) خواستة‌ او را بي‌جواب‌ نمي‌گذارد. تصمیم‌ گرفت‌ هر هفته‌ شب‌ چهارشنبه‌ با هواپیما برود تهران‌ و سپس‌ جمكران‌ و بعد به‌ مشهد برگردد. توكلت‌ علي‌اللهي‌ توي‌ دلش‌ گفت‌ و از همان‌ هفته‌ شروع‌ كرد.

هفتة‌ سي‌ و هشتم‌ بود، داخل‌ مسجد نشسته‌ بود و نماز امام‌زمان‌(عج‌) مي‌خواند. سرش‌ را روي‌ مهر گذاشت‌ و شروع‌ كرد به‌ صلوات‌ فرستادن‌. عطر گل‌ محمدي‌ همه‌ جا را پر كرده‌ بود. نوري‌ سفید نه‌، نارنجي‌، یك‌ نور عجیبي‌ كه‌ تا حالا ندیده‌ بود همه‌ جا را گرفت‌. هیاهویي‌ شنید.

انگار كسي‌ وارد مسجد شده‌ بود. جرأت‌ نداشت‌ سرش‌ را از روي‌ مهر بردارد. حال‌ غریبي‌ بهش‌ دست‌ داد. سر از مهر برداشت‌. مرد نوراني‌ و زیبارویي‌ داخل‌ مسجد شده‌ بود. مردم‌ دورادورش‌ را گرفته‌ بودند. درست‌ مي‌شنید. همه‌ مي‌گفتند یا حجة‌بن‌الحسن‌العسكري‌! یعني‌ او امام‌ زمان‌ بود. باورش‌ براي‌ او سخت‌ بود. همه‌ سلام‌ مي‌كردند.

هر كسي‌ حاجت‌ خودش‌ را مي‌گفت‌. مرد مات‌ و مبهوت‌ ایستاده‌ بود. در دلش‌ گفت‌ ?اي‌ كاش‌ مي‌تونستم‌ به‌ آقا سلام‌ بدهم‌? و شروع‌ به‌ گریه‌ كرد. سراسر وجودش‌ پر از نور شد. خودش‌ را توي‌ یك‌ بهشت‌ بزرگ‌ مي‌دید. همه‌ جا پر از نور و عطر خوش‌ گل‌هاي‌ محمدي‌ بود. حضرت‌ به‌ سمت‌ او آمده‌ بود. رو به‌ او كرد و فرمود ?سلام‌ كن‌!? مرد ناباورانه‌ نگاه‌ مي‌كرد.

چگونه‌ مي‌توانست‌ سلام‌ بكند. اگر مي‌توانست‌ نه‌ یك‌ سلام‌، صد سلام‌ به‌ او مي‌گفت‌. اگر مي‌توانست‌ خیلي‌ حرف‌ها داشت‌ كه‌ بزند. با شرمندگي‌ به‌ زبانش‌ اشاره‌ كرد و كلمات‌ گنگ‌ و نامفهومي‌ را ادا كرد.

حضرت‌ حجت‌(عج‌) دوباره‌ گفت‌: ?سلام‌ كن‌?. مرد خجالت‌ زده‌ شد. آنقدر كه‌ دوست‌ داشت‌ زمین‌ دهان‌ باز كند و او را ببلعد. نگاهش‌ از پشت‌ دریاي‌ مواج‌ اشك‌هایش‌ گذر كرد تا به‌ امام‌ رسید. بلند گفت‌، ?السلام‌ علیك‌ یا اباصالح‌?. زبانش‌ باز شد. متحیر شد. به‌ خود آمد. دید هنوز در سجده‌ است‌ و دارد براي‌ امام‌ زمان‌(عج‌) صلوات‌ مي‌فرستد. با خود گفت‌ یعني‌ من‌ شفا گرفتم‌.

مرد تمام‌ راه‌ تا برگردد به‌ مشهد در فكر اتفاقي‌ بود كه‌ برایش‌ افتاده‌ بود. وقتي‌ ماوقع‌ را براي‌ خدام‌ گفت‌ همگي‌ اشك‌ در چشمانشان‌ حلقه‌ زده‌ بود. *

برگرفته‌ از كتاب‌ كرامات‌ المهدي‌ ـ چاپ‌ انتشارات‌ مسجد مقدس‌ جمكران

هرساعت از “شبانه روز” متعلق به کدامیک از “ائمه اطهار”(ع) است؟

۱ مرداد ۱۳۹۷
133 views
بدون نظر
به گزارش خبرنگار معارف باشگاه خبرنگاران،

۱- ساعات آخر شب ، یک ساعت قبل از طلوع فجر توسّل به حضرت زهرا (علیه السلام ) : به جهت رحمت و مغفرت .

۲- از طلوع فجر تا طلوع آفتاب ، ساعت توسّل به جناب امیرالمؤمنین علی ( علیه السلام ) : برای رفع ظلم ، انتقام و دفع مکر .

۳- از طلوع آفتاب ساعت توسّل به امام حسن ( علیه السلام ) : برای رفع ظلم ، انتقام و دفع مکر .

۴- از ساعت سوّم ، از تابش شعاع خورشید تا بلند شدن روز ، مختص به امام حسین ( علیه السلام ) : به جهت رحمت و مغفرت الهی .

۵-
ساعت بعدی ، از بلند شدن روز است تا زوال آفتاب ، توسّل به امام سجّاد
(علیه السلام ) : ایمنی یافتن از شرّ سلطان جائر و شیطان و معزز بودن در
نظر سلطان .

۶- از اوّل زوال تا هشت رکعت نماز نافله ظهر ، توسّل به امام باقر ( علیه السلام ) : به جهت توفیق کسب علم و معرفت

۷-
از چهار رکعت مانده به نماز ظهر تا وقت نماز ظهر ، زمان توسّل به امام
صادق ( علیه السلام ) : به جهت توفیق یافتن بر وظایف و عبادات و اداء سُنن و
ترک محرّمات .

۸- از ساعت هفتم و بعد از فارغ شدن از نماز ظهر
تاچهار رکعت از نافله عصر ، زمان توسّل به امام موسی بن جعفر ( علیه السلام
) : برای شفای امراض وبیماری و دفع امراض باطنی و ظاهری .

۹- ساعت
هشتم از چهار رکعت نافله عصر است تا فراغ از نافله عصر ، توسّل به امام رضا
( علیه السلام ) : برای سلامتی در سفر – چه دریا و چه خشکی – و رسیدن به
وطن و خلاصی از غم و اندوه و غربت.

۱۰-از ساعت نهم بعد از فراغ از
نماز عصر تا انقضای سه ربع ، زمان توسّل به امام جواد ( علیه السلام ) :
برای یافتن گنج ، قناعت و رسیدن به نعمت های پی در پی و توانگری و بخشش .

۱۱-ساعت
دهم ، از ابتدای ربع آخر روز است تا یک ساعت به زردی آفتاب که زمان توسّل
به امام علی النقی ( علیه السلام ) است : از برای استعانت بر اداء حقوق
اخوات از مؤمنین و مؤمنات و رد مظالم .

۱۲- قبل از زردی آفتاب زمان
توسّل به امام حسن عسگری ( علیه السلام ) : از برای درست شدن کارهای دینی و
دنیوی و غلط نشدن آن و مسرور بودن در همه اوقات.

۱۳- از زردی آفتاب
تا غروب زمان توسّل به امام عصر ( عجل الله تعالی فرجه شریف ) : به جهت
پیروزی یافتن و ظفر بر اعداء در جنگ و … و اداء قرض و روی نمودن فتوحات .

(منابع:منتهی الآمال-جلاء العیون-جنات الخلود)

يادگاري از امام رضا(ع) در مدينه + عکس

۳۱ تیر ۱۳۹۷
110 views
بدون نظر
به گزارش باشگاه خبرنگاران به نقل از پايگاه اطلاع رساني حج، مشربه‌ام ابراهيم نام مكاني است كه در شارع علي ابن ابيطالب و در داخل يك كوچه قرار دارد. وقتي زائران در كنار اين كوچه مي‌ايستند، يك چهار ديواري با سيمان سفيد مشاهده مي‌كنند كه درب آن قفل شده است.

در واقع مَشربه امّ ابراهيم، باغ كوچكي بوده در مدينه و در منطقۀ عوالي-شرق قبا و شمال منطقه بني قريظه بوده است كه خانه ماريه قبطيه، همسر پيامبر(ص) و مادر ابراهيم فرزند رسول خدا(ص) بوده است.

اين مكان‌ كه در روايات معصومين ع به زيارت و نماز خواندن در آن سفارش شده است مسجد و «مَشْربه امّ ابراهيم» مي‌باشد.

در اطراف بناي مشربه و در قبرستان، قبور مطهر نجمه خاتون مادر امام رضا (عليه السلام) و ديگري را متعلق به حميده بربريه مادر حضرت موسي بن جعفر (عليه السلام) قرار دارد.

حرم امام علی(ع) درشب میلادشاه خراسان +عکس

۲۹ تیر ۱۳۹۷
131 views
بدون نظر
 به گزارش خبرنگار معارف باشگاه خبرنگاران؛  همزمان با فرخنده سالروز میلاد امام رئوف حضرت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا(ع) صحن‌ها و رواق‌های حرم مطهر حضرت امام علی(ع) در نجف اشرف با حال و هوایی پرشور مملو از خیل دلباختگان و شیفتگان اهل‌بیت(ع) بود.

درمان “مزاج بلغم” با طب اسلامی را اینجا بخوانید

۲۸ تیر ۱۳۹۷
104 views
بدون نظر
به گزارش خبرنگار معارف باشگاه خبرنگاران؛ 

*راوى مى‌گوید: امام صادق علیه السّلام براى درمان بلغم فرمود: علک رومى (سقز، صمغ) کندر، آویشن، سیاه دانه را برداشته، آن‌ها را با هم  کوبیده و الک کرده ، سپس آن را به هم مى‌زنیم تا با هم مخلوط شود. سپس آن را با عسل مخلوط مى‌کنى و هر روز و شب هنگام خوابیدن، به اندازه یک فندق از آن میل مى‌کنى.

*عبد اللّه بن مسعود یمانى مى‌گوید: طریانى از خالد فماط روایت کرده است که امام رضا علیه السّلام درباره داروى بلغم فرمود: هویج زرد یک مثقال، خردل دو مثقال و عاقرقرحا یک مثقال را برداشته و آن را با هم مى‌کوبى و ریز کرده، و الک کرده و سپس ناشتا از آن مى‌خورى. بلغم از بین مى‌رود، بزاق دهان را خوب مى‌کند و دندان‌ها را محکم مى‌کند. انشاء اللّه.

 
تعویذ براى سردردهاى مختلف

*محمد بن محمد برسى از محمد بن یحیى ارمنى از محمد بن سنان سنانى از یونس بن ضبیان از مفضل بن عمر از امام صادق از امام محمد باقر از امام سجاد از امام حسین از امام على روایت کرده است:

هنگامى که پیامبر صلّى اللّه علیه و اله و سلم به سردرد شدیدى مبتلا شد، جبرئیل به نزد پیامبر آمد و گفت: اى پیامبر خدا، این تعویذ متعلق به سردرد تو مى‌باشد، آن را بخوان، خدا شفایت مى‌دهد. اى محمّد! هرکه این تعویذ را هفت بار بر هر دردى بخواند خدا به اذن خودش شفایش مى‌دهد. پس بر هر جایى که دردى دارى دست بکش و بگو:

بسم اللّه ربّنا الّذى فى السّماء، تقدّس ذکره، ربّنا الّذى فى السّماء و الارض امره نافذ ماض کما أنّ امره فى السّماء إجعل رحمتک فى الارض و اغفر لنا ذنوبنا و خطایانا یا ربّ الطیّبین الطّاهرین أنزل شفاء من شفائک و رحمة من رحمتک على فلان ابن فلانة. (و به جاى فلانه، نام مادرش را بگوید)

*دعاى دیگر براى برطرف کردن درد صداع، این است:

یا مصغّر الکبراء و یا مکبّر الصّغراء و یا مذهب الرّجس عن محمّد و آل محمّد و مطهّرهم تطهیرا صلّ على محمّد و آل محمّد و امسح ما بى من صداع شقیقة.

*محمد بن ابراهیم سراج محبوب از هشام پسر سالم از حبیب سیستانى و آن شخص از علماى معروف سیستان بود روایت کرده است: نزد امام محمد باقر علیه السّلام رفتم و گفتم: مولاى من! هر هفته یک بار یا دو بار به سر درد مبتلا مى‌شوم!

امام به من فرمود: دست خود را به نیمۀ سرت که درد در آن احساس مى‌کنى بگذار و سه بار این دعا را بگو به خواست خداوند تبارک و تعالى شفاء خواهى یافت:

یا ظاهرا موجودا و یا باطنا غیر مفقود اردد على عبدک الضّعیف ایادیک الجمیلة عنده و إذهب عنه ما به من اذى إنّک رحیم ودود قدیر.

*سیارى از محمد بن على از محمد بن مسلم از على بن ابى حمزه از ابا بصیر روایت کرده است:

امام محمد باقر علیه السّلام را دیدم که: هرکه را به میگرن مبتلا بود به همان تعویذ، تعویذ مى‌نمود. و نیز براى درمان میگرن، این تعویذ را در یک تکّه کاغذ بنویسید و آن را به سمتى که درد مى‌کند آویزان کند.

دعا این است: بسم اللّه الرّحمن الرّحیم، اشهد أنّک لست باله إستحدثناک و لا بربّ یبید ذکرک و لا یشرکک قوم یقضّون معک و لا کان قبلک من إله أو نتعوّذ به و ندعک من أحد فیسأل فیک سبحانک و بحمدک صلّ على محمّد و آله و اشفه بشفاک عاجلا.