ادبیات – رادیو رضوی

Sorry, no posts matched your criteria.

این سایت در ستاد ساماندهی ثبت شده و تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد

اشکی که گناهان را می آمرزد

۱۵ مرداد ۱۳۹۷
9 views
بدون نظر
به گزارش خبرنگار معارف باشگاه خبرنگاران،

قال الرضا علیه السلام:

یابن شبیب! ان بکیت علی الحسین علیه السلام حتی تصیر دموعک علی خدیک غفر الله لک کل ذنب اذنبته صغیرا کان او کبیرا قلیلا کان او کثیرا.

امام رضا علیه السلام فرمود: ای پسر شبیب! اگر بر، حسین علیه السلام آن قدر گریه کنی که اشکهایت بر چهره ات جاری شود، خداوند همه گناهانت را که مرتکب شده ای می آمرزد، کوچک باشد یا بزرگ، کم باشد یا زیاد.

                                                  امالی صدوق، ص .112

محرم که می رسید،پدرم دیگر نمی خندید

۱۳ مرداد ۱۳۹۷
15 views
بدون نظر

قال الرّضا عليه السّلام : 

انَ اَبى اِذا دَخَلَ شَهْرُ الْمُحَرَّمِ لا يُرى ضاحِكاً وَ كانَتِ الْكِاَّبَةُ تَغْلِبُ عَلَيْهِ حَتّى يَمْضِىَ مِنْهُ عَشْرَةُ اَيّامٍ، فَاِذا كانَ الْيَوْمُ العْاشِرُ كانَ ذلِكَ الْيَوْمُ يَوْمَ مُصيبَتِهِ وَ حُزْنِهِ وَ بُكائِهِ…. 

ترجمه : 

امام رضا عليه السّلام فرمود:هرگاه ماه محرّم فرا مى رسيد، پدرم (موسى بن جعفرعليه السّلام ) ديگر خندان ديده نمى شد و غم و افسردگى بر او غلبه مى يافت تا آن كه ده روز از محرّم مى گذشت ، روز دهم محرّم كه مى شد، آن روز، روز مصيبت و اندوه و گريه پدرم بود. 

امالى صدوق ، ص ۱۱۱

اشک بر حسین(ع) و بخشیده شدن گناه کوچک و بزرگ

۳ مرداد ۱۳۹۷
23 views
بدون نظر

قال الرضا علیه السلام:

یابن شبیب! ان بکیت علی الحسین علیه السلام حتی تصیر دموعک علی خدیک غفر الله لک کل ذنب اذنبته صغیرا کان او کبیرا قلیلا کان او کثیرا.

امام رضا علیه السلام فرمود: ای پسر شبیب! اگر بر، حسین علیه السلام آن قدر گریه کنی که اشکهایت بر چهره ات جاری شود، خداوند همه گناهانت را که مرتکب شده ای می آمرزد، کوچک باشد یا بزرگ، کم باشد یا زیاد.

                                                   امالی صدوق، ص .112

هرشب یک “داستان کوتاه”: از مشهدالرضا تا جمکران

۱ مرداد ۱۳۹۷
25 views
بدون نظر
به گزارش خبرنگار معارف باشگاه خبرنگاران؛هوا صاف‌ و آبي‌ بود. عقیق‌ زردي‌ در دل‌ آبي‌ آسمان‌ خودنمایي‌ مي‌كرد. عقیق‌ زردي‌ به‌ درشتي‌ یك‌ گنبد. مرد غمگین‌، تا چشمش‌ به‌ گنبد طلایي‌ امام‌رضا(ع‌) افتاد، دست‌ بر سینه‌ گذاشت‌ و با اشارة‌ سر سلامي‌ به‌ آقا كرد و آهسته‌ آهسته‌ به‌ سمت‌ حرم‌ رفت‌.

كبوتراي‌ حرم‌ بق‌ بقو كنان‌ پایین‌ مي‌آمدند دانه‌ مي‌خوردند و با قلبي‌ پر نشاط‌ به‌ سوي‌ آغوش‌ رضوي‌ برمي‌گشتند. مرد نگاهش‌ از كبوترها و پنجرة‌ فولاد گذشت‌ و به‌ گنبد طلایي‌ رسید.

چند وقت‌ پیش‌ براي‌ علاج‌ درد دندانش‌ پیش‌ دكتر رفته‌ بود. دكتر گفته‌ بود ?غده‌اي‌ مشكوك‌ كنار زبانت‌ است‌ كه‌ باید حتماً عمل‌ شود?. مرد هم‌ این‌ كار را انجام‌ داده‌ بود. ولي‌ اي‌ كاش‌ عمل‌ نمي‌كرد. بعد از عمل‌ زبانش‌ الكن‌ و سپس‌ براي‌ همیشه‌ لال‌ شده‌بود. پیش‌ هر دكتري‌ كه‌ رفت‌ گفتند تارهاي‌ صوتي‌ات‌ آسیب‌ دیده‌ و هیچ‌ كاري‌ هم‌ نمي‌توان‌ كرد.

مرد وقتي‌ یاد گذشته‌ مي‌افتاد به‌ جز حسرت‌ چیزي‌ به‌ قلبش‌ راه‌ نمي‌یافت‌. نگاهش‌ به‌ سمت‌ گنبد امام‌رضا(ع‌) كشیده‌ شده‌ و با زبان‌ بي‌زباني‌ به‌ راز و نیاز با امامش‌ پرداخت‌ و از او مدد خواست‌.

اشك‌ از گونه‌هاي‌ مرد جاري‌ بود. وقتي‌ به‌ خودش‌ آمد دید مردم‌ دور او را گرفته‌اند و نگاهش‌ مي‌كنند. پسربچه‌اي‌ چادر مادرش‌ را كشید و گفت‌، مامان‌ مامان‌ آقاهه‌ مثل‌ اینكه‌ لاله‌ نه‌؟ مرد جواني‌ گفت‌ ان‌شاءالله خود امام‌ رضا(ع‌) شفاش‌ بده‌! پیرزني‌ كه‌ چادر چروكي‌ به‌ سرش‌ بود و گوشه‌اي‌ از آن‌ را هم‌ به‌ دهان‌ گرفته‌ بود گفت‌، ?ننه‌! خدا بهت‌ كمك‌ كنه‌. ما كه‌ نفهمیدیم‌ تو به‌ امام‌ رضا چي‌ مي‌گي‌ ننه‌. قربون‌ غریبي‌ امام‌ رضا برم‌. این‌ آدم‌ با زبون‌ دلش‌ اینقدر ناله‌ كرد كه‌ دل‌ ما براش‌ سوخت‌.? بعد رو كرد به‌ حرم‌ و گفت‌: یا امام‌ غریب‌، خودت‌ شفاش‌ بده‌!

مرد كه‌ تازه‌ متوجه‌ شده‌ بود كه‌ مردم‌ دوره‌اش‌ كردن‌، خجالت‌ كشید و به‌ سمت‌ صحني‌ دیگر رفت‌. توي‌ راه‌ متوجه‌ سلام‌ یكي‌ از خدام‌ شد. با سرش‌ علیك‌ گفت‌. خادم‌ كه‌ مي‌شناختش‌ و مي‌دانست‌ كه‌ پس‌ از عمل‌ قدرت‌ تكلمش‌ را از دست‌ داده‌ توصیه‌ كرد كه‌ پیش‌ یكي‌ دو دكتر متخصص‌ در تهران‌ برود.

به‌ دیدن‌ آقاي‌ علوي‌ رفت‌ كه‌ از دوستانش‌ بود و حال‌ و روز او را طاقت‌ نمي‌آورد. آقاي‌ علوي‌ اصرار مي‌كرد و مي‌گفت‌:
نذر كن‌ و چهل‌ شب‌ چهارشنبه‌، برو به‌ مسجد جمكران‌. برو خدمت‌ آقا امام‌زمان‌(عج‌) و از او بخواه‌ تا كمكت‌ كنه‌.

مرد ته‌ دلش‌ روشن‌ بود. به‌ دلش‌ افتاده‌ بود كه‌ حتماً امام‌ زمان‌(عج‌) خواستة‌ او را بي‌جواب‌ نمي‌گذارد. تصمیم‌ گرفت‌ هر هفته‌ شب‌ چهارشنبه‌ با هواپیما برود تهران‌ و سپس‌ جمكران‌ و بعد به‌ مشهد برگردد. توكلت‌ علي‌اللهي‌ توي‌ دلش‌ گفت‌ و از همان‌ هفته‌ شروع‌ كرد.

هفتة‌ سي‌ و هشتم‌ بود، داخل‌ مسجد نشسته‌ بود و نماز امام‌زمان‌(عج‌) مي‌خواند. سرش‌ را روي‌ مهر گذاشت‌ و شروع‌ كرد به‌ صلوات‌ فرستادن‌. عطر گل‌ محمدي‌ همه‌ جا را پر كرده‌ بود. نوري‌ سفید نه‌، نارنجي‌، یك‌ نور عجیبي‌ كه‌ تا حالا ندیده‌ بود همه‌ جا را گرفت‌. هیاهویي‌ شنید.

انگار كسي‌ وارد مسجد شده‌ بود. جرأت‌ نداشت‌ سرش‌ را از روي‌ مهر بردارد. حال‌ غریبي‌ بهش‌ دست‌ داد. سر از مهر برداشت‌. مرد نوراني‌ و زیبارویي‌ داخل‌ مسجد شده‌ بود. مردم‌ دورادورش‌ را گرفته‌ بودند. درست‌ مي‌شنید. همه‌ مي‌گفتند یا حجة‌بن‌الحسن‌العسكري‌! یعني‌ او امام‌ زمان‌ بود. باورش‌ براي‌ او سخت‌ بود. همه‌ سلام‌ مي‌كردند.

هر كسي‌ حاجت‌ خودش‌ را مي‌گفت‌. مرد مات‌ و مبهوت‌ ایستاده‌ بود. در دلش‌ گفت‌ ?اي‌ كاش‌ مي‌تونستم‌ به‌ آقا سلام‌ بدهم‌? و شروع‌ به‌ گریه‌ كرد. سراسر وجودش‌ پر از نور شد. خودش‌ را توي‌ یك‌ بهشت‌ بزرگ‌ مي‌دید. همه‌ جا پر از نور و عطر خوش‌ گل‌هاي‌ محمدي‌ بود. حضرت‌ به‌ سمت‌ او آمده‌ بود. رو به‌ او كرد و فرمود ?سلام‌ كن‌!? مرد ناباورانه‌ نگاه‌ مي‌كرد.

چگونه‌ مي‌توانست‌ سلام‌ بكند. اگر مي‌توانست‌ نه‌ یك‌ سلام‌، صد سلام‌ به‌ او مي‌گفت‌. اگر مي‌توانست‌ خیلي‌ حرف‌ها داشت‌ كه‌ بزند. با شرمندگي‌ به‌ زبانش‌ اشاره‌ كرد و كلمات‌ گنگ‌ و نامفهومي‌ را ادا كرد.

حضرت‌ حجت‌(عج‌) دوباره‌ گفت‌: ?سلام‌ كن‌?. مرد خجالت‌ زده‌ شد. آنقدر كه‌ دوست‌ داشت‌ زمین‌ دهان‌ باز كند و او را ببلعد. نگاهش‌ از پشت‌ دریاي‌ مواج‌ اشك‌هایش‌ گذر كرد تا به‌ امام‌ رسید. بلند گفت‌، ?السلام‌ علیك‌ یا اباصالح‌?. زبانش‌ باز شد. متحیر شد. به‌ خود آمد. دید هنوز در سجده‌ است‌ و دارد براي‌ امام‌ زمان‌(عج‌) صلوات‌ مي‌فرستد. با خود گفت‌ یعني‌ من‌ شفا گرفتم‌.

مرد تمام‌ راه‌ تا برگردد به‌ مشهد در فكر اتفاقي‌ بود كه‌ برایش‌ افتاده‌ بود. وقتي‌ ماوقع‌ را براي‌ خدام‌ گفت‌ همگي‌ اشك‌ در چشمانشان‌ حلقه‌ زده‌ بود. *

برگرفته‌ از كتاب‌ كرامات‌ المهدي‌ ـ چاپ‌ انتشارات‌ مسجد مقدس‌ جمكران

هرساعت از “شبانه روز” متعلق به کدامیک از “ائمه اطهار”(ع) است؟

۱ مرداد ۱۳۹۷
24 views
بدون نظر
به گزارش خبرنگار معارف باشگاه خبرنگاران،

۱- ساعات آخر شب ، یک ساعت قبل از طلوع فجر توسّل به حضرت زهرا (علیه السلام ) : به جهت رحمت و مغفرت .

۲- از طلوع فجر تا طلوع آفتاب ، ساعت توسّل به جناب امیرالمؤمنین علی ( علیه السلام ) : برای رفع ظلم ، انتقام و دفع مکر .

۳- از طلوع آفتاب ساعت توسّل به امام حسن ( علیه السلام ) : برای رفع ظلم ، انتقام و دفع مکر .

۴- از ساعت سوّم ، از تابش شعاع خورشید تا بلند شدن روز ، مختص به امام حسین ( علیه السلام ) : به جهت رحمت و مغفرت الهی .

۵-
ساعت بعدی ، از بلند شدن روز است تا زوال آفتاب ، توسّل به امام سجّاد
(علیه السلام ) : ایمنی یافتن از شرّ سلطان جائر و شیطان و معزز بودن در
نظر سلطان .

۶- از اوّل زوال تا هشت رکعت نماز نافله ظهر ، توسّل به امام باقر ( علیه السلام ) : به جهت توفیق کسب علم و معرفت

۷-
از چهار رکعت مانده به نماز ظهر تا وقت نماز ظهر ، زمان توسّل به امام
صادق ( علیه السلام ) : به جهت توفیق یافتن بر وظایف و عبادات و اداء سُنن و
ترک محرّمات .

۸- از ساعت هفتم و بعد از فارغ شدن از نماز ظهر
تاچهار رکعت از نافله عصر ، زمان توسّل به امام موسی بن جعفر ( علیه السلام
) : برای شفای امراض وبیماری و دفع امراض باطنی و ظاهری .

۹- ساعت
هشتم از چهار رکعت نافله عصر است تا فراغ از نافله عصر ، توسّل به امام رضا
( علیه السلام ) : برای سلامتی در سفر – چه دریا و چه خشکی – و رسیدن به
وطن و خلاصی از غم و اندوه و غربت.

۱۰-از ساعت نهم بعد از فراغ از
نماز عصر تا انقضای سه ربع ، زمان توسّل به امام جواد ( علیه السلام ) :
برای یافتن گنج ، قناعت و رسیدن به نعمت های پی در پی و توانگری و بخشش .

۱۱-ساعت
دهم ، از ابتدای ربع آخر روز است تا یک ساعت به زردی آفتاب که زمان توسّل
به امام علی النقی ( علیه السلام ) است : از برای استعانت بر اداء حقوق
اخوات از مؤمنین و مؤمنات و رد مظالم .

۱۲- قبل از زردی آفتاب زمان
توسّل به امام حسن عسگری ( علیه السلام ) : از برای درست شدن کارهای دینی و
دنیوی و غلط نشدن آن و مسرور بودن در همه اوقات.

۱۳- از زردی آفتاب
تا غروب زمان توسّل به امام عصر ( عجل الله تعالی فرجه شریف ) : به جهت
پیروزی یافتن و ظفر بر اعداء در جنگ و … و اداء قرض و روی نمودن فتوحات .

(منابع:منتهی الآمال-جلاء العیون-جنات الخلود)

يادگاري از امام رضا(ع) در مدينه + عکس

۳۱ تیر ۱۳۹۷
24 views
بدون نظر
به گزارش باشگاه خبرنگاران به نقل از پايگاه اطلاع رساني حج، مشربه‌ام ابراهيم نام مكاني است كه در شارع علي ابن ابيطالب و در داخل يك كوچه قرار دارد. وقتي زائران در كنار اين كوچه مي‌ايستند، يك چهار ديواري با سيمان سفيد مشاهده مي‌كنند كه درب آن قفل شده است.

در واقع مَشربه امّ ابراهيم، باغ كوچكي بوده در مدينه و در منطقۀ عوالي-شرق قبا و شمال منطقه بني قريظه بوده است كه خانه ماريه قبطيه، همسر پيامبر(ص) و مادر ابراهيم فرزند رسول خدا(ص) بوده است.

اين مكان‌ كه در روايات معصومين ع به زيارت و نماز خواندن در آن سفارش شده است مسجد و «مَشْربه امّ ابراهيم» مي‌باشد.

در اطراف بناي مشربه و در قبرستان، قبور مطهر نجمه خاتون مادر امام رضا (عليه السلام) و ديگري را متعلق به حميده بربريه مادر حضرت موسي بن جعفر (عليه السلام) قرار دارد.

حرم امام علی(ع) درشب میلادشاه خراسان +عکس

۲۹ تیر ۱۳۹۷
26 views
بدون نظر
 به گزارش خبرنگار معارف باشگاه خبرنگاران؛  همزمان با فرخنده سالروز میلاد امام رئوف حضرت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا(ع) صحن‌ها و رواق‌های حرم مطهر حضرت امام علی(ع) در نجف اشرف با حال و هوایی پرشور مملو از خیل دلباختگان و شیفتگان اهل‌بیت(ع) بود.

درمان “مزاج بلغم” با طب اسلامی را اینجا بخوانید

۲۸ تیر ۱۳۹۷
27 views
بدون نظر
به گزارش خبرنگار معارف باشگاه خبرنگاران؛ 

*راوى مى‌گوید: امام صادق علیه السّلام براى درمان بلغم فرمود: علک رومى (سقز، صمغ) کندر، آویشن، سیاه دانه را برداشته، آن‌ها را با هم  کوبیده و الک کرده ، سپس آن را به هم مى‌زنیم تا با هم مخلوط شود. سپس آن را با عسل مخلوط مى‌کنى و هر روز و شب هنگام خوابیدن، به اندازه یک فندق از آن میل مى‌کنى.

*عبد اللّه بن مسعود یمانى مى‌گوید: طریانى از خالد فماط روایت کرده است که امام رضا علیه السّلام درباره داروى بلغم فرمود: هویج زرد یک مثقال، خردل دو مثقال و عاقرقرحا یک مثقال را برداشته و آن را با هم مى‌کوبى و ریز کرده، و الک کرده و سپس ناشتا از آن مى‌خورى. بلغم از بین مى‌رود، بزاق دهان را خوب مى‌کند و دندان‌ها را محکم مى‌کند. انشاء اللّه.

 
تعویذ براى سردردهاى مختلف

*محمد بن محمد برسى از محمد بن یحیى ارمنى از محمد بن سنان سنانى از یونس بن ضبیان از مفضل بن عمر از امام صادق از امام محمد باقر از امام سجاد از امام حسین از امام على روایت کرده است:

هنگامى که پیامبر صلّى اللّه علیه و اله و سلم به سردرد شدیدى مبتلا شد، جبرئیل به نزد پیامبر آمد و گفت: اى پیامبر خدا، این تعویذ متعلق به سردرد تو مى‌باشد، آن را بخوان، خدا شفایت مى‌دهد. اى محمّد! هرکه این تعویذ را هفت بار بر هر دردى بخواند خدا به اذن خودش شفایش مى‌دهد. پس بر هر جایى که دردى دارى دست بکش و بگو:

بسم اللّه ربّنا الّذى فى السّماء، تقدّس ذکره، ربّنا الّذى فى السّماء و الارض امره نافذ ماض کما أنّ امره فى السّماء إجعل رحمتک فى الارض و اغفر لنا ذنوبنا و خطایانا یا ربّ الطیّبین الطّاهرین أنزل شفاء من شفائک و رحمة من رحمتک على فلان ابن فلانة. (و به جاى فلانه، نام مادرش را بگوید)

*دعاى دیگر براى برطرف کردن درد صداع، این است:

یا مصغّر الکبراء و یا مکبّر الصّغراء و یا مذهب الرّجس عن محمّد و آل محمّد و مطهّرهم تطهیرا صلّ على محمّد و آل محمّد و امسح ما بى من صداع شقیقة.

*محمد بن ابراهیم سراج محبوب از هشام پسر سالم از حبیب سیستانى و آن شخص از علماى معروف سیستان بود روایت کرده است: نزد امام محمد باقر علیه السّلام رفتم و گفتم: مولاى من! هر هفته یک بار یا دو بار به سر درد مبتلا مى‌شوم!

امام به من فرمود: دست خود را به نیمۀ سرت که درد در آن احساس مى‌کنى بگذار و سه بار این دعا را بگو به خواست خداوند تبارک و تعالى شفاء خواهى یافت:

یا ظاهرا موجودا و یا باطنا غیر مفقود اردد على عبدک الضّعیف ایادیک الجمیلة عنده و إذهب عنه ما به من اذى إنّک رحیم ودود قدیر.

*سیارى از محمد بن على از محمد بن مسلم از على بن ابى حمزه از ابا بصیر روایت کرده است:

امام محمد باقر علیه السّلام را دیدم که: هرکه را به میگرن مبتلا بود به همان تعویذ، تعویذ مى‌نمود. و نیز براى درمان میگرن، این تعویذ را در یک تکّه کاغذ بنویسید و آن را به سمتى که درد مى‌کند آویزان کند.

دعا این است: بسم اللّه الرّحمن الرّحیم، اشهد أنّک لست باله إستحدثناک و لا بربّ یبید ذکرک و لا یشرکک قوم یقضّون معک و لا کان قبلک من إله أو نتعوّذ به و ندعک من أحد فیسأل فیک سبحانک و بحمدک صلّ على محمّد و آله و اشفه بشفاک عاجلا.

هرشب یک “داستان کوتاه”: مناظره ای پیروزمندانه

۱۰ تیر ۱۳۹۷
45 views
بدون نظر

عمران
صابی از متکلمین بود.

گفت:”من
کوفه و بصره و شام و الجزیره را گشتم اما هیچ کس نتوانسته واحدی را برایم ثابت کند
که غیر از او نباشد و به خودش قائم باشد .

مردم
به هم چسبیده بودند. لحظه به لحظه جمعیت بیشتر می شد .

امام
گفت :” هر چه می خواهی بپرس ؟”

پرسید
. از توحید ، از مخلوقات ، از خدا ، از علم خدا … .

امام
همه را جواب داد . عمران گفت:”اشهد أن لا اله الا الله و أن محمداً رسول
الله.” و به طرف قبله سجده کرد .

مجلس
ریخت به هم . هیچ کس دیگر جرأت سوال کردن نداشت.جلسه ی مناظره با پیروزی کامل امام
تمام شد.

برگرفته ازمجموعه کتب ۱۴ خورشید و یک آفتاب

شعر زیبای “با آل علی هرکه در افتاد ورافتاد” از کیست؟ +متن کامل شعر

۹ تیر ۱۳۹۷
51 views
بدون نظر

اين
قبرِ غَريب الغُربا خسرو طوس است         

اين قبرِمُغيث الضُّعفا شَمس شُموس است

خاكِ
درِ  او، 
مرجعِ  ارواح و نفوس  است          

بايد  ز  رَهِ 
صدق،  بر  ا ين 
خا ك   در  افتاد

                      

                  با
آل علي هر كه در افتاد بر افتاد!

اين
روضه ي پر نور، به جنّت زده پهلو         

مغز مَلَك از عطر نسيمش شده خوشبو

بشنيد  نسيم 
سحري  رايحه ي  او          

كز بوي بهشتيش، چنين بي خبر  افتاد

 

                                       با
آل علي هر كه در افتاد بر افتاد!

حورانِ  بهشتي 
زده اند، در حرمش  صف         

خِيلِ مَلَك از نور، طَبَق ها  همه  بر
كف

شاهان
به ادب در حرمش گشته مُشرّف         

اينجاست كه تاج از سر هر تاجوَر افتاد

 

                                       با
آل علي هر كه در افتاد بر افتاد!

اولاد
علي  شافع 
يوم  عَرَصاتند         

د ا ر ا ي   مقا ما ت  
رَ فيعُ  ا لدَّ رَ جا  تند

در
روز قيامت همه اسباب نجاتند         

اي
واي بر آن كس كه به اين دَرّه در افتاد

 

                                       با
آل علي هر كه در افتاد بر افتاد !

کام
و دهن از نام علی یافت حَلاوت    

گل در
چمن از نام علی یافت طَراوت

هر
کس که به این سلسله بنمود عَداوت    

در
روز جزا، جایگهَش در سَقَر افتاد

 

                                       با
آل علي هر كه در افتاد بر افتاد!

هر
کس که به این سلسله ی پاک جفا کرد    

بد
کرد، نفهمید، غلط کرد، خطا کرد

دیدی
که یزید از ستم و کینه چه ها کرد    

آخر
به دَرَک رفت و به روحش شَرَر افتاد

 

                                       با
آل علي هر كه در افتاد بر افتاد!

اولادِ
اُمَیّه چو دَرِ کینه گشودند    

بر عِترَتِ
اطهار بسی ظلم نمودند

آخر
همگی بِیدَقی از لعن ربودند    

دیدیم که
از نام و نشانشان، اثر افتاد

 

                                       با
آل علي هر كه در افتاد بر افتاد!

حَجّاج
که شد منکر هر خارقِ عادات    

می کُشت به
هر روز، بسی شیعه و سادات

امروز
به او لعن کنند اهلِ سعادات    

آوازه ی
ظلمش به همه بحر و بر افتاد

 

                                       با
آل علي هر كه در افتاد بر افتاد!

کردند
جفاها بنی عبّاسِ ستمگر    

مسموم شد از
ظلم و جفا موسِیِ جعفر

بر
قلب غریب الغربا، زَهر زد اَخگر    

ظلم
بنی عباس، به گیتی سَمَر افتاد

 

                                       با
آل علي هر كه در افتاد بر افتاد!

بست
آب به قبر شهدا چون مُتوکّل    

در اوج فلک
روح مَلَک شد متزلزل

دریا
به فغان، موج زنان نعره زد از دل    

در
سطح زمین، غُلغُله در خشک و تر افتاد

 

                                       با
آل علي هر كه در افتاد بر افتاد!

جِیشِ
مُتوکّل، به لبِ شط بِنِشَستَند    

بر زایِرِ
شاه شهدا، راه ببستند

از
کین، دل زَوّارِ حسین را بِشِکَستَند    

از قافله ی عشق، بسی دست و سر افتاد

 

                                       با
آل علي هر كه در افتاد بر افتاد!

یا
رب به حَقِ مَنزلتِ شاه شهیدان    

امسال
نما لطف، به مرد و زنِ تهران

ما
غرق گناهیم، تویی غافرِ عصیان    

این شعر
مرا بارِ دگر در نظر افتاد

           

                            با
آل علي هر كه در افتاد بر افتاد!

  انتهای پیام/س