Sorry, no posts matched your criteria.

این سایت در ستاد ساماندهی ثبت شده و تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد

چرا پیامبر(صلی الله علیه و آله) دست دخترش، فاطمه زهرا(سلام الله علیها) را می‌بوسید؟

۵ اردیبهشت ۱۳۹۷
0 views
بدون نظر



چرا پیامبر(صلی الله علیه و آله) دست دخترش، فاطمه زهرا(سلام الله علیها) را می‌بوسید؟


مقام معظم رهبری می‌فرمایند: بوسه بر دست فاطمه زهرا(س) از طرف پیامبر اکرم(ص)را، هرگز نباید حمل بر یک معنای عاطفی کرد این خیلی غلط و خیلی حقیر است اگر ما خیال کنیم که چون دخترش بود و دوستش می‌داشت، دستش را می‌بوسید!

حضرت زهرا (س) در سنین ۶-۷ سالگی بودند اختلاف وجود دارد چون در تاریخ ولادت آن حضرت، روایات مختلف است که قضیه شعب ابی‌طالب پیش آمد،‌ شعب ابی‌طالب دوران بسیار سختی در تاریخ صدر اسلام است؛‌ یعنی دعوت پیامبر شروع شده بود، دعوت را علنی کرده بود، به تدریج مردم مکه به خصوص جوانان به خصوص برده‌ها به حضرت می‌گرویدند و بزرگان طاغوت مثل همان ابولهب و دیگران دیدند که هیچ چاره‌ای ندارند جز اینکه پیامبر و همه مجموعه دور و برش را از مکه اخراج کنند همین کار را هم کردند تعداد زیادی از این‌ها را که ده‌ها خانوار می‌شدند و شامل پیامبر و خویشاوندان پیامبر و خود ابی‌طالب با اینکه ابی‌طالب هم جزو بزرگان بود و بچه و بزرگ و کوچک می‌شدند همه را از مکه بیرون کردند.این‌ها از مکه بیرون رفتند اما کجا بروند؟ تصادفاً جناب ابی‌طالب، در گوشه‌ای از نزدیکی مکه، فرضاً چند کیلومتری مکه در شکاف کوهی ملکی داشت، اسمش شعب ابی‌طالب بود شعب یعنی همان شکاف کوه؛ یک دره کوچک، ما مشهدی‌ها به چنین جایی «بازه»‌ می‌گوییم اتفاقا این از آن لغت‌های صحیح دقیق فارسی سره هم هست که به لهجه محلی، روستایی‌ها به آن «بزه» می‌گویند اما همان اصلش بازه است. جناب ابی‌طالب یک بازه یا یک شعب داشت، گفتند به آنجا برویم.حالا شما فکرش را بکنید! در مکه، روزها هوا گرم و شب‌ها بی‌نهایت سرد بود؛ یعنی وضعیتی غیرقابل تحمل، این‌ها سه سال در این بیابان‌ها زندگی کردند چقدر گرسنگی کشیدند چقدر سختی کشیدند، چقدر محنت بردند، خدا می‌داند، یکی از دوره‌های سخت پیامبر، آنجا بود، پیامبر اکرم در این دوران، مسئولیتش فقط مسئولیت رهبری به معنای اداره یک جمعیت نبود، باید می‌توانست از کار خودش پیش این‌هایی که دچار محنت شده‌اند،‌ دفاع کند.می‌دانید وقتی که اوضاع خوب است، کسانی که دور محور یک رهبری جمع شده‌اند، همه از اوضاع راضی‌اند، می‌گویند خدا پدرش را بیامرزد، ما را به این وضع خوب آورد، وقتی سختی پیدا می‌شود همه دچار تردید می‌شوند. می‌گویند ایشان ما را آورد؛ ما که نمی‌خواستیم به این وضع دچار شویم البته ایمان‌های قوی می‌ایستند، اما بالاخره همه سختی‌ها به دوش پیامبر فشار می‌آورد.در همین اثنا وقتی که نهایت شدت روحی برای پیامبر بود جناب ابی‌طالب که پشتیبان پیامبر و  امید او محسوب می‌شد و خدیجه کبری که او هم بزرگ‌ترین کمک روحی برای پیامبر به شمار می‌رفت، در ظرف یک هفته از دنیا رفتند! حادثه خیلی عجیبی است؛ یعنی پیامبر تنهای تنها شد.من نمی‌دانم شما هیچ وقت رئیس یک مجموعه کاری بوده‌اید تا بدانید معنای مسئولیت یک مجموعه چیست؟! در چنین شرایطی، انسان واقعاً‌ بی‌چاره می‌شود. در این شرایط نقش فاطمه زهرا (س) را ببینید آدم تاریخ را که نگاه می‌کند اینگونه موارد را در گوشه کنارها هم باید پیدا کند، متأسفانه هیچ فصلی برای این طور چیزها باز نکرده‌اند، فاطمه زهرا (س) مثل یک مادر، مثل یک مشاور، مثل یک پرستار برای پیامبر بوده است. آنجا بوده که گفتند فاطمه ام‌ابیها، مادر پدرش است این مربوط به آن وقت است؛ یعنی وقتی که یک دختر ۶-۷ ساله این گونه بوده است البته در محیط‌های عربی و در محیط‌ها ی گرم، دختران زودتر رشد جسمی و روحی می‌کنند مثلاً به اندازه رشد یک دختر ده، دوازده ساله امروز این احساس مسئولیت است آیا این نمی‌تواند برای یک جوان الگو باشد که نسبت به مسائل پیرامونی خودش زود احساس مسئولیت و احساس نشاط کند؟ آن سرمایه عظیم نشاطی را که در وجود اوست خرج کند، برای اینکه غبار کدورت و غم را از چهره پدری که مثلا حدود ۵۰ سال از سنش می‌گذرد و تقریباً پیرمردی شده است پاک کند. آیا این نمی‌تواند برای یک جوان الگو باشد؟ این خیلی مهم است.آن وقت در چنین دنیایی، پیامبر اکرم دختری تربیت می‌کند که این دختر، شایستگی آن را پیدا می‌کند که پیامبر خدا بیاید دست او را ببوسد! بوسه بر دست فاطمه زهرا از طرف پیامبر را، هرگز نباید حمل بر یک معنای عاطفی کرد این خیلی غلط و خیلی حقیر است اگر ما خیال کنیم که چون دخترش بود و دوستش می‌داشت، دستش را می‌بوسید مگر شخصیتی به آن ارجمندی، آن هم با آن عدل و حکمتی که در پیامبر هست و اتکایش به وحی و الهام الهی است خم می‌شود و دست دخترش را می‌بوسد؟ نه، این یک چیز دیگر و یک معنای دیگری است این حاکی است که این دختر جوان، این زنی که وقتی از دنیا رفته، بین هجده سال تا بیست و پنج سال سن داشته، هجده سال هم گفته‌اند اصلا در اوج ملکوت انسانی قرار داشته و یک شخص فوق‌العاده بوده است. این نگرش اسلام به زن است.اما مقام معنوی این بزرگوار، نسبت به مقام جهادی و انقلابی و اجتماعی او، باز به مراتب بالاتر است. فاطمه زهرا به صورت، یک بشر و یک زن، آن هم زن جوانی است اما در معنا، یک حقیقت عظیم و یک نور درخشان الهی و یک بنده صالح و یک انسان ممتاز و برگزیده است.کسی است که رسول اکرم به امیرالمومنین (ع) فرمود: «یا علی انت امام امتی و خلیفتی علیها بعدی و انت قائد المؤمنین الی الجنة و کأنی انظر الی ابنتی فاطمه قد اقبلت یوم القیامه علی نجیب من نور عن یمینها سبعون الف ملک و عن یسارها سبعون الف ملک و بین یدیها سبعون الف ملک و خلفها سبعون الف ملک تقود مومنات امتی الی الجنه»؛ یعنی در روز قیامت امیرالمؤمنین مردان مؤمن را و فاطمه زهرا زنان مؤمن را به بهشت الهی راهنمایی می‌کنند، او عِدل و هم‌پایه و هم‌سنگ امیرالمؤمنین است. آن کسی که وقتی در محراب عبادت می‌ایستاد هزاران فرشته مقرب خدا، به او خطاب و سلام می‌کردند و تهنیت می‌گفتند و همان سخنی را بیان می‌کردند که فرشتگان قبلاً به مریم اطهر گفته بودند عرض می‌کردند: «یا فاطمه ان الله اصطفاک و طهرک و اصطفاک علی نساء العالمین» این مقام معنوی فاطمه زهراست.زنی آن هم در سنین جوانی از لحاظ معنوی به جایی می‌رسد که بنابر آنچه که در بعضی از روایات است فرشتگان با او سخن می‌گویند و حقایق را به او ارائه می‌دهند «محدثه» است یعنی کسی است که فرشتگان با او حدیث می‌کنند و حرف می‌زنند این مقام معنوی و میدان وسیع و قله رفیع، در مقابل همه زن‌ها آفرینش و عالم است فاطمه زهرا در قله این بلندای عظیم ایستاده و به همه زنان عالم خطاب می‌کند و آنها را به پیمودن این راه دعوت می‌کند.منبع:مشرق

آداب معاشرت از دیدگاه امام باقر علیه السلام

۴ اردیبهشت ۱۳۹۷
3 views
بدون نظر



آداب معاشرت از دیدگاه امام باقر علیه السلام


بهترین مردمان کسى است که بیشترین خیر را به هم نوعان خود برساند گرچه هیچ خیرى به او نرسیده باشد؛ و خود را از تمام افراد بى نیاز بداند و چشم داشتى به کسى نداشته باشد.

امام حسن عسکرى علیه السّلام به نقل از جدّ بزرگوارش ، حضرت باقرالعلوم علیه السّلام حکایت فرماید:روزى یکى از اصحاب به نام زُهَرى در حالى که خیلى غمگین و افسرده خاطر بود، به محضر امام زین العابدین علیه السّلام وارد شد.همین که امام علیه السّلام چشمش به او افتاد، فرمود: چرا این چنین غمناک و ناراحت هستى ؟زُهَرى اظهار داشت : یاابن رسول اللّه ! ناراحتى هاى بسیارى از سوى دوستان و آشنایان ، یکى پس از دیگرى بر من وارد شده است ؛ و نسبت به موقعیّت کنونى من چشم طمع دوخته اند، دیگر با چه امیدى به دوستان خوش بین باشم .امام سجّاد علیه السّلام فرمود: اى زُهَرى ! زبان خود را کنترل نما و هر سخنى را هر جا و پیش هرکسى مگوى ؛ و چنانچه رعایت حال اشخاص را بنمائى ، تمام افراد خاطر خواه تو خواهند بود.زُهَرى گفت : یاابن رسول اللّه ! من هیچ گاه از امکانات خود دریغ نکرده و به آن ها کمک و احسان کرده ام .حضرت اظهار نمود: مواظب باش که خودخواهى و غرور تو را نگیرد، و دقّت نما، آنچه را که مى گوئى دلنشین باشد، فکر نکن هر آنچه مى شنوى زشت و باطل است ، همیشه در کار و سخن دیگران اندیشه و توجّه نما و سعى کن تا از خود سِعه صدر نشان دهى .سپس امام علیه السّلام افزود: هرکس در مسائل گوناگون زندگى و اجتماعى عقل خود را به کار نیندازد و با چشم و گوش بسته و با رکود فکرى حرکت کند، سریع به هلاکت و ضلالت مى افتد.اى زُهرى ! چه مى شود که مسلمان ها را نیز همانند اعضاء خانواده ات حساب کنى ، آن هائى که از تو بزرگتر هستند همچون پدر، آن هائى که کوچکترند چون فرزندانت ؛ و آن هائى هم که هم سنّ و هم سطح خودت باشند همچون برادرانت به شمار آیند.آیا دوست دارى که در حقّ یکى از اعضإ خانواده ات تجاوز و ظلمى شود؛ و یا گزندى به یکى از آن ها وارد گردد؛ و آن که بى جهت آبرویش ریخته شود؟اگر شیطان ملعون تو را وسوسه کند که بر یکى از مسلمان ها برترى و فضیلت دارى ، دقّت کن آن که از تو بزرگتر است بگو او قبل از من ایمان آورده و بیش ‍ از من کار خیر و عمل صالح انجام داده است پس او بر من فضیلت و برترى دارد.و اگر از تو کوچکتر باشد، بگو من بیش از او گناه و معصیت کرده و خطاکارم ؛ و او از من بهتر و برتر مى باشد.و امّا آن که هم ردیف و هم سطح تو باشد، بگو من به گناهان خود مطمئنّ خواهم بود؛ ولى نسبت به او مشکوک هستم و یقین به گناه او ندارم پس من از او بهتر نیستم.و چنانچه مسلمان ها تو را تعظیم و احترام کنند، بگو آن ها بامعرفت و باادب هستند؛ و چنانچه تو را کوچک شمرند و تحقیرت کنند، پس بگو در اثر خلاف هاى خودم مى باشد و من خود را مقصّر در بى اعتنائى آن ها نسبت به خودم مى دانم .و اگر در جامعه ، این چنین معاشرت کنى و با این روش و اندیشه برخورد و حرکت نمائى ، بهترین زندگى را خواهى داشت و دوستانِ پرمحبّت و دلسوز تو بسیار خواهند شد، و دشمنان و مخالفین کمترى را خواهى یافت.و بدان که بهترین مردمان کسى است که بیشترین خیر را به هم نوعان خود برساند گرچه هیچ خیرى به او نرسیده باشد؛ و خود را از تمام افراد بى نیاز بداند و چشم داشتى به کسى نداشته باشد.(۱)پی نوشت:۱- احتجاج طبرسى : ج ۲، ص ۱۵۲، ح ۱۹۱٫منبع : الشیعه 

حجاب نزد فاطمه(سلام الله علیها)

۴ اردیبهشت ۱۳۹۷
3 views
بدون نظر



حجاب نزد فاطمه(سلام الله علیها)


چند روایت درباره اهمیت حجاب در نظر فاطمه زهرا علیهاالسلام

حضرت موسى بن جعفر علیه السلام از پدران گرامیش از حضرت امیرالمؤمنین على علیه السلام نقل فرمود که:روزى شخص نابینایى اجازه ورود خواست. فاطمه علیهاالسلام برخاست و چادر به سر کرد.رسول خدا(ص) فرمود: «چرا از او رو مى گیرى، او که تو را نمى بیند؟!»فاطمه عرض کرد: «او مرا نمى بیند، اما من که او را مى بینم. و او اگر چه مرا نمى بیند ولى بوى مرا که حس مى کند».رسول خدا(ص) فرمود: «شهادت مى دهم که تو پاره تن منى».روزى رسول خدا از اصحاب خود پرسید:«نزدیکترین حالات زن به پروردگارش کدام است؟» اصحاب نتوانستند جواب بدهند. این سؤال به گوش فاطمه علیهاالسلام رسید. فاطمه فرمود: «نزدیکترین حالات زن به پروردگارش وقتى است که در خانه اش بنشیند (و خود را در کوچه و بازار، جلو چشم نا محرمان قرار ندهد)».وقتى رسول خدا این سخن را شنید، فرمود: «فاطمه پاره تن من است».امیرالمؤمنین علیه السلام مى فرماید: روزى رسول خدا از ما پرسید: «بهترین کار براى زنان چیست؟»فاطمه علیهاالسلام پاسخ داد: «بهترین کار براى زنان این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنها را نبینند».رسول خدا فرمود: «فاطمه پاره تن من است».رسول خدا بعد از ازدواج فاطمه علیهاالسلام کارها را بین او و على علیه السلام تقسیم کرد و فرمود کارهاى منزل با فاطمه و کارهاى خارج از منزل با على.فاطمه علیهاالسلام مى فرماید: «هیچ کس نمى ‌داند من چقدر خوشحال شدم که رسول خدا مرا از ظاهر شدن در پیش چشم مردان معاف کرد».روزى فاطمه زهرا سلام الله علیها به اسماء فرمود: «چه بد است این تخته‌هایى که بدن مرده را براى تشییع جنازه روى آن مى گذارند! زیرا وقتى زنى را روى آن قرار مى دهند و پارچه اى بر بدنش مى کشند، حجم بدن او معلوم است».اسماء گفت: «من که در حبشه بودم، مى دیدم مردم آنجا تابوتى از چوب درست مى کردند و مرده را داخل آن مى گذاشتند».سپس اسماء با چوب خرما تابوتى لبه‌دار درست کرد و به فاطمه علیهاالسلام نشان داد. حضرت فاطمه بسیار خوشحال شد و فرمود: «این خیلى خوب است. وقتى مرده را داخل آن قرار دهند و پارچه‌اى روى آن بکشند، دیگر معلوم نمى شود مرده، مرد است یا زن». و فرمود:«پس از مرگم، مرا در همین تابوت بگذارید».علامه مجلسی؛ بحارالانوار؛  ج ۴۳؛  صفحات ۵۴و۸۱و ۹۱ و ۹۳ ۱۸۹٫منبع : الشیعه

معجزات پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله)

۳ اردیبهشت ۱۳۹۷
4 views
بدون نظر



معجزات پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله)


قرآن در آیه ۵۹ سوره «اسراء» به ایراد مشرکان که مى گفتند: ما ایمان مى آوریم، اما به این شرط که: پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) هر معجزه اى را که ما پیشنهاد مى کنیم انجام دهد، و در واقع به بهانه جوئى هاى ما تن در دهد.

در پاسخ آنها مى گوید: «هیچ چیز مانع ما نبود که این گونه معجزات را بفرستیم جز این که پیشینیان آن را تکذیب کردند» (وَ ما مَنَعَنا أَنْ نُرْسِلَ بِالاْ یاتِ إِلاّ أَنْ کَذَّبَ بِهَا الاْ َوَّلُونَ).یعنى: معجزاتى که دلیل صدق پیامبر است، به قدر کافى فرستاده شده، و اما معجزات اقتراحى و پیشنهادى شما، چیزى نیست که با آن موافقت شود، چرا که پس از مشاهده، باز ایمان نخواهید آورد، اگر بپرسند به چه دلیل؟ در پاسخ گفته مى شود: به دلیل این که: امت هاى گذشته که آنها هم شرائطى کاملاً مشابه شما داشتند نیز، چنین پیشنهادهاى بهانه جویانه اى را کردند، بعدا هم ایمان نیاوردند.قرآن پس از آن روى یک نمونه روشن از این مسأله انگشت گذارده مى گوید: «ما به قوم ثمود ناقه دادیم که روشنگر بود» (وَ آتَیْنا ثَمُودَ النّاقَهَ مُبْصِرَهً).همان شترى که به فرمان خدا از کوه سر برآورد؛ چرا که تقاضاى چنین معجزه اى را کرده بودند، معجزه اى روشن و روشنگر!«ولى با این حال، آنها ایمان نیاوردند و به آن ناقه ستم کردند و آن را به قتل رساندند» (فَظَلَمُوا بِها).اصولاً، برنامه ما این نیست که هر کسى معجزه اى پیشنهاد کند، پیامبر تسلیم او گردد «ما آیات و معجزات را جز براى تخویف مردم و اتمام حجت نمى فرستیم» (وَ ما نُرْسِلُ بِالاْ یاتِ إِلاّ تَخْوِیفاً).پیامبران ما افراد خارق العاده گر نیستند که بنشینند و هر کسى پیشنهادى کند، آن را انجام دهند، وظیفه آنها ابلاغ دعوت الهى، تعلیم و تربیت و بر پا نمودن حکومت عدل و داد است، منتها باید براى اثبات رابطه خود با خدا به اندازه کافى معجزه ارائه دهند، همین و بس.ولى متأسفانه، بعضى از غافلان عصر ما این نغمه را ساز کرده اند که: پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله)اصلاً معجزه اى (جز قرآن) نداشته است، آنها براى گفتار خود به هر بهانه اى توسل مى جویند، از جمله آیه فوق (وَ ما مَنَعَنا أَنْ نُرْسِلَ بِالاْ یاتِ…) را دلیل بر این گرفته اند که: پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) بر خلاف پیامبران پیشین، اقدام به معجزه نکرد.ولى تعجب در این است که اینها آغاز آیه را چسبیده اند و پایان آن را رها کرده اند، ذیل همین آیه مى گوید: وَ ما نُرْسِلُ بِالاْ یاتِ إِلاّ تَخْوِیفاً: «ما آیات را تنها به خاطر تخویف منکران مى فرستیم».این تعبیر، نشان مى دهد: معجزات بر دو گونه است:دسته اول معجزاتى است که براى اثبات صدق دعوت پیامبر، تشویق ایمان آورندگان و تخویف منکران ضرورت دارد.بخش دوم، معجزاتى است که جنبه اقتراحى یعنى «پیشنهاد بهانه جویانه» دارد، و در تاریخ پیامبران، نمونه هاى متعددى از آن را مى بینیم که در برابر منکران انجام گردید، ولى آنها هرگز ایمان نیاوردند، و به همین دلیل به مجازاتهاى الهى گرفتار شدند (؛چرا که اگر معجزات پیشنهادى انجام شود، و با این حال، ایمان نیاورند، استحقاق مجازات سریع را خواهند یافت).بنابراین، آنچه را قرآن در آیه فوق در مورد پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) نفى مى کند تنها بخش دوم از معجزات است، نه بخش اول که وجود آن از دعوى نبوّت تفکیک ناپذیر است.درست است که قرآن به تنهائى یک معجزه روشن جاویدان است و هر گاه جز آن، معجزه اى دیگر براى پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) نبود، ما مى توانستیم به صدق دعوت او پى بریم، ولى، یک معجزه روحانى و معنوى است و براى آنها که اهل فکر و اندیشه اند بهترین گواه است.اما نمى توان انکار کرد که ضمیمه کردن این معجزه، با معجزات محسوس مادّى براى افراد عادى و توده مردم، نهایت اهمیت را داشته است، به خصوص این که قرآن مرتباً از این گونه معجزات در مورد سایر پیامبران خبر مى دهد، و این سبب مى شود که مردم در خواست چنان معجزاتى را از پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله)بکنند، و بگویند: تو چگونه ادعا مى کنى که برترین و آخرین پیامبران الهى هستى و نمى توانى کوچکترین معجزات آنها را انجام دهى؟.مسلّماً در برابر این سؤال، پاسخ قانع کننده اى جز این وجود نداشت که پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) نمونه اى از معجزات پیامبران سلف را ارائه دهد.تواریخ متواتر اسلامى نیز مى گوید: پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) چنین معجزاتى را ارائه داده است.در آیات متعددى از قرآن، به نمونه هائى از این معجزات، مانند پیشگوئى هاى مختلف، نسبت به حوادث آینده، و یا کمک فرشتگان به ارتش اسلام، براى براندازى دشمنان، و خارق عادات دیگرى که مخصوصاً در جنگ هاى اسلامى به وقوع پیوست برخورد مى کنیم.(۱) ۱٫ تفسیر نمونه، جلد ۱۲، صفحه ۱۹۰٫منبع : الشیعه

عبادت امام سجاد علیه السلام

۲ اردیبهشت ۱۳۹۷
3 views
بدون نظر



عبادت امام سجاد علیه السلام


امام سجاد علیه السلام عبادت را بزرگترین حق خدا بر گردن انسان می دانست و می فرمود: بزرگ ترین حق خدا این است که او را عبادت کنی و چیزی را با او شریک قرار ندهی . پس اگر این کار را با اخلاص انجام دادی، خدا بر خود لازم می کند کار دنیا و آخرت تو را کفایت کند و هر چه از دنیا و آخرت بخواهی، برایت پاس دارد.

سوالعبادت از منظر امام زین العابدین چگونه بوده است؟پاسخامام سجاد علیه السلام عبادت را بزرگترین حق خدا بر گردن انسان می دانست و می فرمود: «فاما حق الله الاکبر فانک تعبده، لاتشرک به شیئا، فاذا فعلت ذلک باخلاص جعل لک علی نفسه ان یکفیک امر الدنیا والاخرة ویحفظ لک ما تحب منهما[۱]؛ بزرگ ترین حق خدا این است که او را عبادت کنی و چیزی را با او شریک قرار ندهی . پس اگر این کار را با اخلاص انجام دادی، خدا بر خود لازم می کند کار دنیا و آخرت تو را کفایت کند و هر چه از دنیا و آخرت بخواهی، برایت پاس دارد».آن حضرت درباره حق نماز نیز می فرمود: «فاما حق الصلاة فان تعلم انها وفادة الی الله وانک قائم بها بین یدی الله فاذا علمت ذلک کنت خلیقا ان تقوم فیها مقام الذلیل الرغب الراهب الخائف الراجی المسکین المتضرع[۲]؛ حق نماز آن است که بدانی نماز شرفیابی به درگاه الهی است و تو به وسیله نماز در مقابل خدا ایستاده ای . پس هر گاه آن را دانستی، سزاوار خواهی بود که مثل بنده ای ذلیل، مشتاق، ترسناک و بیمناک [از عذاب خدا]، امیدوار [به رحمت او]، محتاج، و نالان، در برابر او بایستی».امام سجاد علیه السلام درباره درجات عبادت می فرمود: «من از خدا کراهت دارم که او را تنها به خاطر پاداش عبادت کنم، تا مانند بنده طمعکار باشم که هر وقت طمع ثواب داشت، عبادت کند وگرنه عبادت نکند . و کراهت دارم که از ترس عذابش عبادت کنم، تا مانند بنده بدی باشم که اگر نترسید کاری نمی کند .» سؤال شد: پس به چه منظور خدا را می پرستی؟ فرمود: «برای اینکه او با کرامتها و نعمتهایش شایسته عبادت است[۳].»در مقام عمل نیز امام سجاد علیه السلام عابدترین فرد روزگار بود. تا آنجا که مالک بن انس درباره آن حضرت می گفت: به من خبر رسیده که علی بن الحسین علیه السلام هر شب و روز هزار رکعت نماز می خواند[۴]. ابن ابی الحدید می گفت: «کان الغایة فی العبادة[۵]; نهایت در عبادت کردن بود .» برای همین، او به زین العابدین مشهور شد.امام باقر علیه السلام می فرمود: «بلغ من العبادة ما لم یبلغه احد وقد اصفر لونه من السهر ورمضت عیناه من البکاء ودبرت جبهته من السجود و ورمت قدماه من القیام فی الصلاة[۶]؛ از عبادت به جایی رسیده بود که کسی نرسیده بود. از شب زنده داری رنگش زرد، و از گریه چشمانش سرخ، و از سجده پیشانی اش برجسته، و از ایستادن در نماز پاهایش دچار ورم شده بود.»پی نوشت:[۱] . تحف العقول، ص ۱۸۴ به بعد.                [۲] . تحف العقول، ص ۱۸۴ به بعد.[۳] . تفسیر امام حسن عسکری علیه السلام، ص ۱۳۲٫[۴] . تهذیب الکمال، ج ۲۰، ص ۳۹۰٫[۵] . شرح نهج البلاغه، ج ۱، ص ۲۷٫[۶] . مناقب ابن شهر آشوب، ج ۴، ص ۱۴۸; ارشاد، مفید، ص ۲۵۵٫منبع: پایگاه علمی فرهنگی اعتقادی شیعه

نمی از دریای فضایل امام سجاد علیه السلام/فیلم

۲ اردیبهشت ۱۳۹۷
3 views
بدون نظر


نسخه ای برای بازار بی اخلاقی ها
نمی از دریای فضایل امام سجاد علیه السلام/فیلم


“یكبار در وقت نماز، دست فرزند امام شكست، او از درد فریاد مى‌ زد، شكسته‌ بند آوردند و استخوان دست را جا انداخت. بعد از آن امام دست بچه را دید كه به گردنش آویزان است، در آن وقت بود كه تازه متوجه شد كه دست بچه شكسته است.”

در روزهای خیر و با برکت ماه زیبای شعبان قرار داریم و به واقع جا دارد هر کدام از ما به شکرانه ی اینکه فرصتی دوباره به ما داده شده تا در حال و هوای این ایام مبارک نفس بکشیم و کوله بارمان را از توش های معرفتی ان شاء الله پر کنیم، از این زمان ها نهایت استفاده را ببریم و از خداوند سپاسگزار باشیم.امروز یکی از روزهای بزرگ و ارزشمند ماه شعبان است؛ روز ولادت چهارمین نور ولایت، امام سجاد علیه السلام. به همین مناسبت بر آن شده ایم تا مرور مختصری بر چند ویژگی و فضایل اخلاقی حضرت داشته باشیم تا ان شاء الله چراغ هدایتی باشد برای زندگی های امروز ما. نوشته‌اند کسی جز علی بن ابیطالب و علی بن الحسین نمی‌توانست نمازی چون نماز رسول خدا (صلی الله و علیه وآله) را به جای آورد: … وَ لَمْ یُطِقْ أَحَدٌ أَنْ یَحْكِیَ صَلَاةَ رَسُولِ اللَّهِ(صلی الله و علیه وآله) إِلَّا عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ وَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ(علیه السلام)زندگی امام سجاد علیه السلام سرشار است از درس هاي تربيتي اخلاقي فراوان که هر کدام از آن ها برای زندگی امروز تک تک ما آدم ها و همچنین برای  بازار بی اخلاقی های جوامع این روزگار، درس آموز است.گذشت از خطاكاراناز ویژگی های بارز امام سجاد علیه السلام صبر و شکیبایی در برابر سختی ها، ناگواری ها و گذشت نسبت به کسانی است که به او بی حرمتی یا جفا کرده بودند. خصلتی که شاید امروزه برای خیلی از ما آدم ها بیگانه باشد و با آن فاصله داشته باشیم.در طول تاریخ همیشه کسانی بوده اند که گاه به دلایل مختلفی چون نادانی، بی اطلاعی و زمانی برای دنیاپرستی با اولیای الهی و مردان بزرگ زمان و روزگارشان سر ستیز داشته اند و آنان را آزار می دادن و این امر نیز از زمان و دوران و زندگی امام سجاد علیهالسلام مستثنی نبوده است چنانچه داریم:”روزی مردی علی بن الحسین علیه السلام را دید و زبان به اهانت گشود و سخت ناسزا گفت.همراهان امام می خواستند او را تنبیه کنند، امّا امام مانع شد و فرمود: «متعرّض او نشوید!» سپس به آن مرد رو کرد و فرمود: «کار ما بیش از این ها بر تو پوشیده است، اگر نیازی داری بگو تا برآوریم.»مرد از شکیبایی و بزرگواری و نیز لحن ملایم و محبت آمیز امام به شدت متأثر شد. شرم سراسر وجودش را فرا گرفت تا آن جا که از خجالت دیگر نتوانست به صورت امام نگاه کند. امام بی درنگ دستور داد تا خدمتکارانش هزار درهم در اختیار او قرار دهند. پس از آن روز هرگاه آن مرد، امام را می دید، می گفت: «گواهی می دهم که تو از فرزندان رسول خدا و از خاندان وحی و نبوّت هستی.”(۱)بیشتر بخوانیم:تحریفات مربوط به امام سجاد علیه السلامبعد سیاسی زندگی امام سجاد علیه السلامسیره امام سجاد (ع) از نگاه رهبری ۲‏در جایی دیگر نقل شده است که؛ “یکی از عموزاده های امام سجاد علیه السلام به نام «حسن بن حسن» با ایشان کدورتی پیدا کرده بود. روزی حسن وارد مسجد شد و امام زین العابدین علیه السلام را در آن جا دید. بی درنگ با پرخاش و تندگویی آن حضرت را آزرده خاطر ساخت. امام در برابر سخنان او کوچک ترین واکنشی از خود نشان نداده تا این که حسن از مسجد خارج شد.شب هنگام، امام سجّاد علیه السلام به خانه اش رفت و به او فرمود. برادر! آن چه امروز در حضور اهل مسجد درباره ی من گفتی، اگر راست باشد، از خداوند می خواهم که مرا بیامرزد و اگر نسبت های ناروای تو به من دروغ باشد، از خداوند می خواهم که تو را بیامرزد. درود بر تو و رحمت و برکات خدا شامل حال تو باد!»امام این سخنان را گفت و بیرون آمد.حسن که هرگز چنین برخوردی را از امام انتظار نداشت و خود را برای شنیدن سخنان تند و کوبنده آماده کرده بود، به خود آمد و خود را در برابر کوهی از بزرگواری و شرافت یافت. شرمنده شد و با چشمی گریان در پی حضرت روان گردید و از امام پوزش طلبید. امام بر حالش رقت آورد و اطمینان داد که او را بخشیده است. (۲)دعا و عبادت طاؤوس یمانی می گوید: شبانه داخل حجر اسماعیل شدم،ناگهان مشاهده کردم که علی بن الحسین علیه السلام نیز داخل شد و نماز بجای آورد و آنگاه سجده ای طولانی به جای آورد از او در مناجاتش شنیدم که می گوید:”عبیدک بفنائک ،مسکینک بفنائک،سائلک بفنائک،فقیرک بفنائک: بنده کوچک تو در درگاه توست،مسکین تو در درگاه توست،سائل تو در درگاه توست.از ویژگی مهم دیگری که درباره امام سجاد علیه السلام بسیار مشهور است زهد، بندگی و عبادت ایشان است به طوری که این امر سبب شده تا لقب «زین العابدین» به آن حضرت داده شود. نوشته‌اند کسی جز علی بن ابیطالب و علی بن الحسین نمی‌توانست نمازی چون نماز رسول خدا (صلی الله و علیه وآله) را به جای آورد: … وَ لَمْ یُطِقْ أَحَدٌ أَنْ یَحْكِیَ صَلَاةَ رَسُولِ اللَّهِ(صلی الله و علیه وآله) إِلَّا عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ وَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ(علیه السلام) (۳) خواندن هزار رکعت نماز در شبانه روز امری است که به امام سجاد(علیه السلام) نسبت داده شده و امام باقر علیه السلام آن را تأیید کرده است. (۴) در تأیید این ویژگی روایات بسیاری در منابع نقل شده است. از جمله آورده‌اند که آن حضرت، وقت وضو رنگ چهره‌اش دگرگون مى‌شد. علت را پرسیدند، فرمود: أتدرون بین یدى من أرید أن أقوم، آیا مى‌دانید كه در برابر چه كسى مى‌خواهم بایستم. (۵) نقل‌ های دیگری وجود دارد که نشان دهنده تمرکز کامل حضرت در نماز بوده به طوری که هیچ اتفاقی تمرکز ایشان را در نماز از بین نمی برده است؛ “یكبار در وقت نماز، دست فرزند امام شكست، او از درد فریاد مى‌ زد، شكسته‌ بند آوردند و استخوان دست را جا انداخت. بعد از آن امام دست بچه را دید كه به گردنش آویزان است، در آن وقت بود كه تازه متوجه شد كه دست بچه شكسته است.” (۶)کلام آخرهمه ی آنچه که در این مقاله به صورت مختصر بیان شده، نَمی بودند از دریای بیکران فضایل امام سجاد علیه السلام، باشد که ان شاء الله با بهره گیری از صفات و فضایل این امام همام در زندگی، سعادت دنیا و آخرت را برای خود به ارمغان آوریم.کلام را با سخنی ارزشمند از امام سجاد علیه السلام به پایان می بریم:كانَ آخِرُ ما أوصى بِهِ الخِضرُ مُوسى بنَ عِمران عليهماالسلام أن قالَ لاتُعَيِّرَنَّ أحَدا بِذَنبٍ ؛ امام سجّاد عليه السلام فرمودند آخرين سفارش حضرت خضر به حضرت موسى اين بود كه هرگز كسى را به سبب گناهش ملامت و سرزنش نكن .(۷)پی نوشت:۱- امام سجاد علیه السلام، جمال نیایشگران، ص ۲٫۲- مناقب، ج ۴، ص ۱۵۸٫ ر.ک: امام سجّاد، جمال نیایشگران.۳- دعائم الاسلام، نعمان مغربی، ص ۱۵۹؛ بحار الانوار، ج‌۸۱، ص ۲۶۵٫۴- وسائل الشیعه ، شيخ حر عاملى، ج ۴، ص ۹۸٫۵- مجلسی،بحار الانوار،ج۴۶ص۵؛ الاربلی کشف الغمه،ج۲،ص۲۸۶،مناقب،آل ابیطالب،ج۳، ص۲۸۱. ۶- شرح الاخبار، ج ۳، ص ۲۶۳٫۷- خصال ص ۱۱۱.

توسعه ۱۲ برابری حرم امام حسین(علیه السلام)

۱ اردیبهشت ۱۳۹۷
5 views
بدون نظر



توسعه ۱۲ برابری حرم امام حسین(علیه السلام)


رئیس ستاد بازسازی عتبات عالیات گفت: سال ۹۷ به عنوان سال افتتاح بخش عمده‌ای از پروژه‌های عتبات عالیات خواهد بود از این رو می‌توانیم سال جاری را به نوعی جشنواره افتتاحیه عتبات عالیات خطاب کنیم.

حسن پلارک، رییس ستاد بازسازی عتبات عالیات پیش از ظهر امروز در نشست خبری برنامه‌های سال (حمایت از کالای ایرانی) و پروژه‌های آماده افتتاح که در اتاق جلسات این سازمان برگزار شد، با اشاره به اقدامات ستاد بازسازی عتبات عالیات در اربعین ۹۶ اظهار کرد: استقبال و پذیرایی کردن از زائران اربعین حسینی توفیقی می خواهد که هر سازمانی در خدمت رسانی به زایران به آن نایل نمی شود.وی ادامه داد: برای هر شیعه و مسلمانی خدمت کردن به زایران سیدالشهداء(ع) یک افتخار است. ما نیز در کشور خود همه ساله شاهد هستیم شهرداری تهران به صورت خودجوش در این مراسم حضور پیدا کرده و مدیریت کار را در دست می گیرد اما امسال با تغییر مدیریت شهری شاهد بودیم با وجود اعتقاد فردی اما اعتقاد سازمانی به حضور و خدمت در مراسم اربعین وجود نداشت.رییس ستاد بازسازی عتبات عالیات تاکید کرد: در رابطه با این موضوع مدیران شهری ابهاماتی را داشتند که خوشبختانه بخشی از آن مرتفع شد اما با این وجود زایران اربعین ۹۶ گلایه های بسیاری از کیفیت خدمات شهرداری داشتند که این موضوع نیز درست بود.پلارک یادآور شد: ما برای سال ۹۷ چندین پروژه مهم را آماده افتتاح خواهیم داشت. ابتدائا پروژه صحن حضرت زهرا (س) در آستان نجف اشرف را خواهیم داشت. این پروژه با بهترین معماری ایرانی اسلامی در حال انجام شدن است و تمامی مصالح ما درجه یک و از بین بهترین منابع طبیعی انتخاب شده است.وی افزود: البته در رابطه با صحن حضرت زهرا (س) تنها در یک بخش جزیی آن هم در بخش تاسیسات که به دلیل دمای ۵۰ درجه شهر عراق است از لوازم خارجی بهره برده ایم ولی خوشبختانه در این پروژه در مرحله رفع اشکالات جزیی هستیم.رییس ستاد بازسازی عتبات عالیات با اشاره به طرح توسعه حرم امام حسین (ع) ابراز کرد: در توسعه حرم امام حسین (ع) می خواهیم حریم خیمه گاه را به عنوان عقیله بنی هاشم(س) نامگذاری کنیم که یک چهارم توسعه حرم امام حسین (ع) را شامل می شود که بر اساس آمار شاهد ۱۲ برابری توسعه این بخش خواهیم بود.پلارک ابراز داشت: صحن عقیله بنی هاشم به لحاظ پیچیدگی و بالا بودن سطح آب از تکنولوژی سد بهره گرفته شده است. ما در حال حاضر نوار آب بند را انجام داده و خاکریزی را در این بخش به پایان رسانده ایم و قصد داریم این پروژه را به مرحله ای برسانیم که زایران اربعین به جای حضور در چادرها در بخش غیر زیارتی این مجموعه مستقر شوند. وی در خصوص پروژه دیگر ستاد بازسازی عتبات عالیات در سال ۹۷ گفت: پروژه سوم ما برای سال جدید مربوط به حرمین امامین الجوادین می باشد که عملیات اجرایی ما از دو سال گذشته آغاز شده که خوشبختانه دو شبستان با عنوان باب القریش و باب المراد به آن اضافه کرده ایم که تقریبا شش هزار مترمربع به فضای حرم اضافه کرده و این پروژه نیز در مراحل پایانی و افتتاح می باشد.رییس ستاد بازسازی عتبات عالیات با اشاره به پروژه صحن امام رضا (ع) در سامرا نیز تصریح کرد: پروژه صحن امام رضا (ع) کلید خورده و در حال انجام است اما این پروژه تا حدود پنج سال بعد به طول خواهد انجامید.پلارک بیان کرد: یکی دیگر از پروژه های ما مربوط به سامرا است. متاسفانه در طول سال های گذشته با توجه به برخی از محدودیت ها و شرایط ما در طول روز شاهد کمتر از ۱۵۰ زایر در سامرا بودیم که بعضا این میزان شب ها نیز به یک سوم تبدیل می شد اما امروز با توجه به لطف خداوند و اهل بیت (ع) و همچنین توجه شیعیان به این بیت مقدس ما شاهد حضور پرشور زایران در سامرا هستیم، از این رو مراحل تکمیل حرم انجام شده است و طراحی های مربوط به حرم و ضریح نیز طبق توافقات عراقی ها در حال انجام است.وی با بیان اینکه سال ۹۷ را به عنوان «سال افتتاح بخش عمده ای از پروژه ها»ی خود قرار داده ایم، عنوان کرد: ما در سال ۹۷ به نوعی جشنواره افتتاحیه عتبات عالیات را خواهیم داشت که می توان به صحن حضرت زهرا (س)، توسعه حرم امامین الجوادین، تعویض گنبد امام حسین (ع)، ضریح امامین الجوادین و ساخت درب های طلا و نقره حرم امامین الجوادین اشاره کرد.رییس ستاد بازسازی عتبات عالیات اظهار کرد: امسال برای ما سال خوبی خواهد بود و ما تا حدی که به مردم قول داده بودیم برای آنها امانت دار خوبی بوده و سعی کردیم نذورات آنها را در جای خود خرج کنیم، ضمنا نهایت صرفه جویی در هزینه ها را در نظر داشته و از پیمانکارهایی که با ما همکاری کرده اند درخواست کرده ایم که هرگونه همکاری با ما بدون دریافت سود و تنها پرداخت هزینه ها باشد.پلارک ادامه داد: نوع صرفه جویی و در عین حال ساخت باکیفیت عتبات عالیات را بازدید همگان گواه می دهد، برای نمونه افراد باتجربه و متخصص همانند اعضای کمیسیون عمران مجلس که در چندین وهله از ساخت و بازسازی عتبات بازدید کرده اند از نوع هزینه و کیفیت ساخت شگفت زده شده اند. همچنین ما بر روی موضوع حسابرسی نظارت خوبی داشته و حسابرسی ما تا به امروز مقبول بوده و هیچ چیز مشکوکی را نداشته ایم.پلارک در خصوص چگونگی جمع آوری نذورات نیز در پایان گفت: ما در استان ها و شهرستان ها نمایندگان خود را داریم که به روش های خاص موضوع جمع آوری نذورات دارند اما مردم ما می توانند با شماره گیری کد ستاره ۷۸۰ ستاره ۱۱۰ مربع کمک های خود را پرداخت کنند یا در طرح خشت های طلایی شرکت کنند، خشت های طلایی در سایت بازسازی عتبات عالیات مندرج شده است که هر فردی می تواند حتی به جای پرداخت صدقه روزانه خود در این طرح مبلغی را پرداخت نماید.منبع : شبستان 

چهار ویژگی ممتاز قمر بنی هاشم(علیه السلام)

۱ اردیبهشت ۱۳۹۷
5 views
بدون نظر


جلوه ای از اوصاف حمیده
چهار ویژگی ممتاز قمر بنی هاشم(علیه السلام)


متون و منابع اسلامی جلوه های زیبایی از اوصاف و کمالات اخلاقی و دینی قمر بنی هاشم(علیه السلام) را در خود به یادگار دارد، به طوری که اقتدا و بهره گیری از این اوصاف و زیبایی های اخلاقی می تواند مایه نجات و چراغ راه رادمردان تاریخ باشد.

روز چهارم شعبان سال ۲۶ ه. ق در شهر مدینه منوره فردی دیده به جهان گشود که بعدها سیره و سلوک زندگی او دایره المعارفی از اوصاف و ویژگی عبادالصالحین شد. شیر مردی از دیار اهل بیت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله) که سیمای زندگی او درس های ماندگاری برای جوانمردان تاریخ به یادگار گذاشت و روش صحیح زندگی را به همگان آموزش داد. چهارم شعبان المعظم سال روز میلاد قمر منیر بنی هاشم عباس بن امیر المؤمنین (علیه السلام) به همین مناسبت به پاره ای از اوصاف با عظمت این امام زاده جلیل القدر خواهیم پرداخت. در وصف او از ششمين امام نور این چنین نقل شده است: «عموى گرانقدرم، عباس، انسانى هوشمند و ژرفنگر و آراسته به ايمانى آگاهانه و استوار و عميق بود؛ به همراه حسين(عليه السّلام) دليرانه مبارزه كرد و در آزمون سخت زندگى- با به جان خريدن رنج ها و گرفتاري هاى بسيار در راه خدا- سرفراز و سربلند سر بر آورد و پس از جهادى سترگ و شجاعانه، جان را در راه خدا هديه كرد. او در كربلا پرچمدار قهرمان و كار آمد اردوگاه آزادى بود.»قمر بنی هاشم جلوه ای از اوصاف حمیدهمتون و منابع اسلامی جلوه های زیبایی از اوصاف و کمالات اخلاقی و دینی قمر بنی هاشم(علیه السلام) را در خود به یادگار دارد، به طوری که اقتدا و بهره گیری از این اوصاف و زیبایی های اخلاقی می تواند مایه نجات و چراغ راه رادمردان تاریخ باشد.۱- اسوه عبودیت و بندگییکی از مهمترین و زیباترین اوصاف بندگان خوب خدا که به تعبیر قرآن کریم از ایشان با عبارت «عِبادُ الرَّحْمن» یاد شده است عبودیت و بندگی حق تعالی است. خدای متعال در آیاتی ایشان را این چنین توصیف کرده است: «وَ الَّذينَ يَبيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّداً وَ قِياماً؛[فرقان، آیه۶۴] كسانى كه شبانگاه براى پروردگارشان سجده و قيام مى‏كنند.»، و یا اینکه در سوره فتح باری تعالی می فرماید: «علامتِ [مشخّصه‏] آنان بر اثر سجود در چهره ‏هايشان است.»[۱]در بین صفات قمر بنی هاشم نیز یکی از ویژگی های ارزشمند ایشان، عبودیت و بندگی حق تعالی است، به طوری که در مقاتل و منابع اسلامی در توصیف این بنده خوب خدا این چنین نقل شده است: «بِاَنَّهُ كانَ بَينَ عَينَيهِ اَثَرَ السُّجُود؛[۲] بر پیشانی او، اثر سجود پیدا بود.» بدون شک توفیق عبودیت و بندگی حق تعالی یکی از ملاک و معیارهای مهمی است که عباس را در زمره اولیای الهی قرار داده است، به طوری که امام صادق(علیه السلام) به نقل از منابع روایی در زیارت ایشان می فرماید: «السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ- الْمُطِيعُ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِين‏؛[۳]درود بر تو اى بنده نيكوكار، بنده‏اى كه فرمان بردار خدا و رسولش و امير المؤمنين‏…»بیشتر بخوانیم:دو اکسیر از جام عباس علیه السلامعباس علیه السلام را می شناسید؟۲-اسوه بصیرت و دشمن شناسی از جمله بارزترین اوصاف حمیده ای که حضرت عباس(علیه السلام) را به درجه عبادالصالحین رسانید، ویژگی بصیرت ژرف و جامعی بود که به او قدرت تشخیص حق از باطل را داد، به طوری که او را  موفق به تبعیت و پیروی از ولی خدا کرد. بصیرتی که موجب شد در مقابله ی با ظالمان ذره ای به خود شک و تردید راه ندهد و همچون کوهی استوار و با صلابت در برابر سیل جهل و ناجوانمردی ایستادگی کند و اجازه تعرض به حریم پاک اهل بیت را ندهد؛ کما اینکه در منابع روایی یک امام معصوم(علیه السلام) این چنین در خصوص ایشان شهادت می دهد: « و خدا را شاهد مى‏ گيرم كه تو همان راهى را رفتى كه اصحاب بدر رفتند همان كسانى كه در راه خدا جهاد كرده، و در جهاد با دشمنان خدا زبان به پند و نصيحت گشوده و خالص آن را به جا آوردند، در نصرت دوستان خدا سعى بليغ نموده، و از دوستان و محبّين حق تعالى دشمنان را دفع كردند، پس خدا برترين و با فضيلت‏ ترين و بيشترين جزاها و پاداش‏ ها را به تو عطاء فرمايد، و نيز وافر و وافرترين پاداش كسى كه به بيعتش وفاء نموده..»[۴]از جمله بارزترین اوصاف حمیده ای که حضرت عباس(علیه السلام) را به درجه عبادالصالحین رسانید، ویژگی بصیرت ژرف و جامعی بود که به او قدرت تشخیص حق از باطل را داد، به طوری که او را موفق به تبعیت و پیروی از ولی خدا کرد. بصیرتی که موجب شد در مقابله ی با ظالمان ذره ای به خود شک و تردید راه ندهد و همچون کوهی استوار و با صلابت در برابر سیل جهل و ناجوانمردی ایستادگی کند و اجازه تعرض به حریم پاک اهل بیت را ندهد.۳-ایمان استوار و پابرجااطاعت پذیری و حق مداری حضرت عباس (علیه السلام)، بصیرت و تیز بینی به او عطا کرده بود که حتی در بحبوحه جنگ امان نامه دشمن را پس می زند و به دفاع از ولی خدا تمام قامت می ایستد و دشمن را سرخورده و ملول می سازد. در وصف او از ششمين امام نور این چنین نقل شده است: «كانَ عَمُّنَا العَبّاسُ بنُ عَلِيٍّ نافِذَ البَصيرَةِ صُلبَ الإيمانِ جاهَدَ مَعَ أبي عَبدِاللّه ِ و أبلى بَلاءً حَسَنا و مَضى شَهيدَا؛ عموى گرانقدرم، عباس، انسانى هوشمند و ژرفنگر و آراسته به ايمانى آگاهانه و استوار و عميق بود؛ به همراه حسين(عليه السّلام) دليرانه مبارزه كرد و در آزمون سخت زندگى- با به جان خريدن رنج ها و گرفتاري هاى بسيار در راه خدا- سرفراز و سربلند سر بر آورد و پس از جهادى سترگ و شجاعانه، جان را در راه خدا هديه كرد. او در كربلا پرچمدار قهرمان و كار آمد اردوگاه آزادى بود.»[۵]۴-وفا داری به امامبه اذعان قرآن کریم یکی از برجسته ترین اوصاف و ویژگی بندگان خوب خدا امانت داری و وفای به عهد است.[۶] قمربنی هاشم، در این عرصه نیز سربلند و اسوه جهانیان بود؛ چرا که به راستی او به خوبی امانت الهی را شناخت و در پاسداری از آن تا آخرین لحظه عمر شریف خود اندکی عقب ننشست. جلوه ای از وفاداری عباس را می توان شب عاشورا به نظاره نشست، شبی که امام بیعت خود را از یاران برداشت، عباس این چنین قاطع و اشکبار فرمودند:« لم نفعل ذلك؟ النبقی بعدك؟ لا ارانا الله ذلك ابدا؛[۷] برای چه این كار را انجام دهیم؟ آیا برای آنكه بعد از شما باقی باشیم؟ نه، خدا این را [یعنی جدایی از شما را] هرگز به ما نشان ندهد.»پی نوشت ها:  [۱]. سوره فتح آیه۲۹:  «سيماهُمْ في‏ وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُود»[۲]. مقاتل الطالبین، ص۱۱۸٫ [۳]. كامل الزيارات؛ ص۲۵۷٫ [۴]. همان: «أُشْهِدُ اللَّهَ أَنَّكَ مَضَيْتَ عَلَى مَا مَضَى عَلَيْهِ الْبَدْرِيُّونَ- الْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ الْمُنَاصِحُونَ لَهُ فِي جِهَادِ أَعْدَائِهِ الْمُبَالِغُونَ فِي نُصْرَةِ أَوْلِيَائِهِ الذَّابُّونَ عَنْ أَحِبَّائِهِ فَجَزَاكَ اللَّهُ أَفْضَلَ الْجَزَاءِ- وَ أَكْثَرَ الْجَزَاءِ وَ أَوْفَرَ الْجَزَاءِ وَ أَوْفَى جَزَاءِ…»[۵]. در سوگ امير آزادى ( ترجمه مثير الأحزان )، ص۲۵۴٫ [۶]. مومنون، آیه۸: « وَ الَّذينَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ؛ و آنان كه امانت ها و پيمان خود را رعايت مى‏ كنند،»[۷].وقعة الطف، ص: ۱۹۸٫ 

روزی که دوستداران حسین(ع) شاد هستند

۳۱ فروردین ۱۳۹۷
9 views
بدون نظر


حورا غزل‌ خوانی کند
روزی که دوستداران حسین(ع) شاد هستند


امشب خانه‌ی علی و زهرا، بیش از هر شب دیگر بر اهل آسمان می‌ درخشد. اهل آسمان را ببینید که چگونه محو تماشا شده‌اند. باد صبا بوی عطر خدا را به شرق و غرب عالم می‌بَرَد… نمی‌ شنوید؟ بوی حسین است… بوی مُشرِق الانوارِ رب المشارق! بوی جانِ عالم! حسین علیه السلام

گویا از خانه علی خبری در راه است. چشم فاطمه روشن! چشم حسن جان روشن… آری… حسین فاطمه چشم بر این جهان گشود. فرزند فاطمه را نزد پیغمبر بردند… پیغمبر چه کرد؟ او را در آغوش گرفت. بوسه بر لب‌ها و حنجره حسینش زد. پیراهنی بر تن حسین کرد… امان از این لب… امان از حنجره… امان از پیراهن… پیغبر بر چشمان حسین خود نگاه کرد. عجب سایه‌سار پر از لطف و رحمتی دارد این حسین! جمال علی و نور زهرا در جبین این کودک موج می‌زند! عجب شکوهی…  چه جلال و هیبتی… نوری به نسل ساقی کوثر اضافه شد… خدای عشق پا بر زمین گذاشت! شادی زندگی اهل بیت به بندگی خدا بود. پس جا دارد که ما نیز در شادی اهل بیت، شادی کنیم. یعنی خدا را بندگی کنیم و اندوه اهل بیت در این بود که می‌دیدند جماعتی از آدمیان و حتی احباء، رو به گناه و معصیت می‌آورند. پس اندوهگین می‌شدند.مسیح پسر مریم را ببینید که از نفس حسین آبرو می‌گیرد! موسای کلیم الله را ببینید که عصای خود بر زمین انداخته و در طور سینای حسین خدا را می‌خواند! گویا موسی و طور هر دو به تماشای حسین آمده اند! خضر را ببینید که آب حیات را رها کرده و از قطره‌های زمزم حسین برکت می‌گیرد! جهان قاف تا قاف از نگین خاتم حسین منور شد! از آسمان بر اهل زمین ندا رسید که مژده دهید! خون خدا رسید! رضوان، امشب در بیت فاطمه گل افشانی می‌کند! روح القدس مدح حسین می‌گوید و حوریان بهشتی غزل‌ خوانی می‌کنند. هستی در شادیِ فاطمه، پیرهنی از انوار ربانی به تن می‌کند. ریحانه‌ی ختم رسل، حسین فاطمه آمده! علی حسینش را در آغوش گرفت. رایحه کلام الّه از او می‌شنود! فطرس را ببینید! که به پرواز درآمده و بال و پرش را یافته است! امشب خانه‌ی علی و زهرا، بیش از هر شب دیگر بر اهل آسمان می‌ درخشد. اهل آسمان را ببینید که چگونه محو تماشا شده‌اند. باد صبا بوی عطر خدا را به شرق و غرب عالم می‌بَرَد… نمی‌ شنوید؟ بوی حسین است… بوی مُشرِق الانوارِ رب المشارق! بوی جانِ عالم! حسین علیه السلاماَحِبّای حسین چه کنند؟!پاسخ این پرسش در کلام اهل بیت آمده است، آنجا که فرمودند شیعیان ما در خوشی‌های ما شاد و در اندوه ما غمگین‌اند. چون جانشان با ولایت ما عجین است.[۱] این نشانه‌ی محبت و پیروی از اهل بیت است. این نشانه آن کسانی است که نامشان در طومار شیعیان علی (علیه السلام) ثبت و درج شده است. اما شادی در خوشی اهل بیت چیست؟ شیرینی و شربت به مردم دادن؟ چراغانی و آذین بستن کوچه و خیابان؟ صد البته این‌ها همه هست. اما تنها این نیست. بلکه آذین بستن بهانه است! بهانه است برای امری بالاتر، فراتر و متعالی‌تر! همانطور که کعبه از سنگ است. سنگی سخت! اما این بهانه‌ و نشانه‌ای است برای بندگی به درگاه خداوندی. ولادت اهل بیت نیز به همین گونه است. خداوند به برخی از روزها برکت بخشید که در قرآن این روزها به «ایام الله» مشهورند. یعنی روزهای خداوند.[۲] روزهایی که هم مبارکند و هم انسان مؤمن را به یاد پروردگار می‌اندازد. پس هر کس به قدر عقل و به میزان گنجایش وجودی خود از این روزها بهره می‌برد. بیشتر بخوانیم:ولادتی از جنس اشك چرا می گوییم اجرت با امام حسین(علیه السلام)! آیا این حدیث که زوار امام حسین علیه السلام، عذاب قبر ندارند صحیح است؟ برخی در حد ظواهر باقی می‌ مانند و برخی به مغز و باطن حقیقت رسیده و در مراتب کمالیه بالا می‌روند. ایام ولادت اولیای خدا از همین روی و همین صورت است. روز چشم گشودن این بندگان صالح خداوند که حقاً روز نزول برکات الهیه بر اهل زمین بوده است. روزی که خداوند به برکت قدوم اولیای خود، باب حوائج را باز و سفره‌ی رحمت خود را می‌گسترانید. شیعیان ما در خوشی‌های ما شاد و در اندوه ما غمگین‌اند. چون جانشان با ولایت ما عجین است. این نشانه‌ی محبت و پیروی از اهل بیت است. این نشانه آن کسانی است که نامشان در طومار شیعیان علی (علیه السلام) ثبت و درج شده است. در این روزها برخی با برپایی مجالس جشن و سرور، ارادت و محبت خود با ساحت اولیاء الله را ابراز می‌ دارند. برخی چند قدم بالاتر، در مسیر همرنگی و همگونی با اولیای خدا گام بر می‌ دارند و این روز را بهانه‌ای قرار می‌دهند تا اندکی به ولیّ خدا نزدیک و نزدیک‌تر شوند. شادی زندگی اهل بیت به بندگی خدا بود. پس جا دارد که ما نیز در شادی اهل بیت، شادی کنیم. یعنی خدا را بندگی کنیم… و اندوه اهل بیت در این بود که می‌دیدند جماعتی از آدمیان و حتی احباء، رو به گناه و معصیت می‌آورند. پس اندوهگین می‌شدند. جا دارد که ما نیز در گناه و معصیت، به حال خود غصه بخوریم که طریق نجات همین است. بندگی خدا و دوری از معصیت. کلام آخراین سخنان به معنی نفی جشن‌ها نیست. برپایی مجالس جشن و سرور در ولادت اهل بیت، امری لازم و ضروری است. همانگونه که اهل بیت در این گونه ایام، شاد و خوشحال بودند و خداوند را از بابت نعمات و برکات شکرگزار بودند. به این امید که ظاهر و باطن زندگی ما را رایحه باطراوت اهل بیت فرا بگیرد. آمینپی‌نوشت:[۱]. متن حدیث از امیرالمؤمنین: «إنّ اللّه تعالى اطَّلَعَ إلَى الأرضِ فَاختارَنا، و اختارَ لَنا شِيعَةً يَنصُرُونَنا، و يَفرَحُونَ لِفَرَحِنا ، و يَحزَنُونَ لِحُزنِنا، و يَبذُلُونَ أنفُسَهُم و أموالَهُم فِينا فاُولئكَ مِنّا و إلَينا و هُم مَعَنا في الجِنانِ (ترجمه: خداوند متعال به زمين نگريست و ما را انتخاب كرد و براى ما پيروانى برگزيد كه ياريمان كنند و از شادى ما، شادمان شوند و از اندوه ما، اندوهناك ، و در راه ما جان و مال خود را نثار كنند، آنان از مايند و رو به سوى ما دارند و در بهشت با ما هستند». بنگرید به: محمدی ری‌شهری، شیخ محمد، میزان الحمکة، ج ۶، ص ۱۰۹، حدیث ۱۰۰۹۰٫مشابه همین گفتار از امام جعفر صادق (علیه السلام): «رحم الله شيعتنا خلقوا من فاضل طينتنا وعجنوا بماء ولايتنا يحزنون لحزننا ويفرحون لفرحنا». بنگرید به: شیخ محمدمهدی حائری مازندرانی، شجره طوبی، نجف: منشورات المكتبة الحيدرية، ۱۳۸۵ هجری قمری، ج ۱، ص ۶٫[۲] «وَذَكِّرْهُم بِأَيَّامِ اللَّـهِ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ ﴿ابراهيم: ٥﴾ روزهاى خدا را به آنان يادآورى كن، كه قطعاً در اين [يادآورى‌]، براى هر شكيباىِ سپاسگزار، عبرت‌هاست.»

چرا فقط به برخی از معصومین (ع) باب الحوائج می گویند؟

۳۰ فروردین ۱۳۹۷
7 views
بدون نظر



چرا فقط به برخی از معصومین (ع) باب الحوائج می گویند؟


برآورنده حاجت‏ها و قاضی الحاجات خداوند متعال است. پیامبران و ائمه و صلحا و شهدا باب الحوایج اند. چون این بزرگواران به جهت قربی که نزد خدا دارند، اگر ما خدا را به حق اینان بخوانیم و از خدا حاجت بخواهیم و یا از روح بلند این بزرگواران بخواهیم که برای ما دعا کنند و از خدا بخواهند حاجات ما روا شود، ممکن است به نتیجه برسیم و این عمل اشکالی ندارد.

این مطلب اختصاص به برخی از اولیای خدا ندارد. تمامی آن بزرگواران و ائمه دارای این مقام هستند، زیرا از يك نظر همه ائمه اطهار و اولياء الهي و فرزندان صالح آنان، باب الحوائج اند و وسيله تقرّب به خداوند و موجب گشايش گره هاي زندگي هستند و اگر امامان معصوم، هر كدام به اسم خاص شهرت پيدا كرده اند، به لحاظ مناسبت هايي بوده كه آن اسامي مبارك در آن تجلّي نموده و ظهور پيدا كرده است. چنانكه از حكمت دعاي توسل اين چنين استفاده مي شود كه هر مشكل و حاجتي را بايد به يكي از ائمه ـ عليهم السلام ـ متوسل شد.همانگونه كه درباره خداوند نيز چنين است كه انسان مريض به اسم شافي و انسان بدهكار به اسم غني و انسان گناهكار به اسم غفور خداوند توسل جسته و او را به آن ياد مي كنند؛ به همین جهت در راه توفيق طاعت الهي و تقرّب به خداوند مستحب است به اسم مبارك رسول اكرم(ص) فاطمه زهرا ـ سلام الله عليها ـ و دو فرزند آن، امام حسن و امام حسين(ع)توسل جست (۱) و انسان گرفتار، دردمند و مريض به اسم مبارك امام كاظم (ع)توسل يابد و…پس آنچه كه امام كاظم(ع) به آن شهرت يافته است، از اين باب بوده است كه بسياري كه به گرفتاري و مشكلات مبتلا بوده اند و دست بشري قادر به گره گشائي آن ها نبوده است، به آن امام متوسل شده و آن حضرت نيز در پيشگاه خداوند از آنان شفاعت كرده و در نزد باري تعالي مقبول واقع شده است و از اين جهت رفع مشكل شده و آن حضرت به باب الحوائج شهرت يافته است وگرنه دليل خاص و يا روايتي به دست نيامده كه لقب باب الحوائج را براي آن حضرت ذكر نموده باشد.در مورد حضرت اباالفضل(ع) نيز دليل خاصي وارد نشده است كه آن حضرت ملقب به باب الحوائج باشد و عباس(ع) در اثر فداكاري هايی كه در راه اسلام داشته، به خدا تقرب جسته است و هرگاه كه رو به سوي خدا داشته و براي گرفتاران شيعيان آل محمد(ص) و يا غير از آن، طلب شفاعت كرده در پيشگاه خداوند مقبول واقع شده و از آن پس به باب الحوائج معروف گرديده است.پس ما دليل خاصي بر اينكه لقب اين دو بزرگوار باب الحوائج باشد بدست نداریم و اين لقبي است كه ارادتمندان به ايشان داده اند.پس همه امامان معصوم باب رحمت الهي و واسطة فيض ميان خداوند و مخلوقات اند و به همان دليل كه مي توان به امام كاظم (ع)باب الحوائج گفت براي سائر ائمه(ع) نيز مي توان اين لقب را بكار برد.(۲)پی نوشت:۱. ملكي تبريزي، آقاجواد، المراقبات في اعمال السنّة، چاپ تبريز، (قديم)، ص ۳۰.۲. اشتهاردي، محمد، سوگنامه آل محمد (ص) ، انتشارات كتابخانه مرعشي، ص۴۹۷.منبع : شهرسوال